تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٣ - تفسير ابيات
كامهاى اجتماع در بارهء عدالت بوده باشد ، نه چوب زدن و طبل و شيپور زدن در پشت بامها .
لذا مقصود ابراهيم از نواختن ساز و دهل فرو رفتن در خيال و رؤياى معشوق بوده است .
اين نالهء سرنا و آواز مهيب دهل شباهتى با ناقور كل دارد كه در جهان هستى نواخته مى شود .
حكما مى گويند : اين لحنها و آهنگها كه با وسايل موسيقى نواخته مى شود مأخوذ از دوران افلاك است .
اين همه آهنگها و ترانه ها كه مردم با طنبور يا به وسيلهء گلويشان بيرون مى آورند ، همان بانگ گردش فلك مى باشد . مردم با ايمان هم مى گويند : خوشايند بودن اين صداها براى آن است كه آثارى از نغمه هاى بهشتى دارد زيرا ما از اجزاى آدم ابو البشريم ، و بدين جهت درموقعيكه پدر ما در بهشت سكونت داشت ، لحنها و نغمه هاى بهشتى را شنيدهايم . اگر چه در اين قلمرو طبيعت ، آب و خاك مادى آن صفا و احساسات عالم بهشتى را از ما گرفته است ، با اين حال -
« يادمان آيد از آنها اندكى »
و به جهت در هم آميختگى خاك اندوهبار عالم طبيعت با آن صفا و احساس بهشتى است كه نمى توانيم آن طرب و وجد بهشتى را در اين دنيا در يابيم .
آب زلال و خوشگوار موقعى كه با بول و لجن مخلوط شد ، طعم گواراى آن بر مى گردد و تلخ و تند مى شود .
بول و آب لجن مقدارى اندك از آب را دارد ، لذا اگر روى آب ريخته شود آن را خاموش مى كند . اگر چه آب زلال حيات با لجن و بول ماده در هم آميخته است ، با اين حال طبيعت آب كه يكى از خواصش فرو نشاندن آتش اندوه است در همان بول و لجن وجود دارد .