تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٨ - مسئلهء سوم
مسئلهء سوم - اين نگاه هاى شهوانى انسانها را از نگاه انسانى به صورت انسان ديگر محروم ساخته ، و آنان را تا حد كسى كه به ساختمان و زيبايى مستراح مى نگرد كه قصد تخليه دارد تنزل مى دهد آيا انسانى كه مغزش داراى ١٥ ميليارد رابطهء الكتريكى است و مى تواند در يك عمر معمولى يك ميليون ميليارد واحد در حافظهء خود ثبت كند و مى تواند منشا عظمتها و تحولات سود بخش باشد و قادر است دانش و بينش جهانى به دست بياورد ، مى تواند در يك نگاه شهوت آلود خلاصه شود ؟ بلى ، عملًا چنين است ، او مى تواند از همهء عظمتها دست بر دارد و با وجود خود به پيكار برخيزد و در مقابل لذت ناچيزى ، كه پيرامونش را صدها درد و حسرت و سستى و احساس حقارت گرفته است ، به دست آورد . [١] حال كه وضع طبيعى آدمى به اين اندازه وحشتناك است كه -
آدمى كاو مى نگنجد در جهان در سر خارى همى گردد نهان ظاهرش را پشهاى آرد به چرخ باطنش باشد محيط هفت چرخ
آيا بگذاريم شهرت پرستان عالم نما و به قول استانيسلا و آندرسكى كسانى كه خود را وقف حقيقت نكرده و به پول و نام و شهرت چسبيدهاند ، پشه ها را در مقابل موجود عظيم انسانى برقصانند كه فقط گردانندهء انسان همان پشه ها باشد ، در صورتى كه همان انسان مى تواند كيهان با عظمت را بچرخاند ؟
[١] اين حقيقت قابل انكار نيست كه حتى همان اشخاص كه مى خواهند انسان را اسير شهوات ناچيز قلمداد كنند ، بدون اين كه مغز خود را به فعاليت وادار كنند و از مزاياى غير مربوط به غريزهء جنسى خود بهره بردارى نمايند ، امكان ندارد كه حتى يك جمله را هم به عنوان مسئلهء علمى مربوط به شهوات انسانى باز گو كنند . و اگر اينان بخواهند اين معنى را كه « لذت پرستى و شهوت خواهى همهء موجوديت انسان را تفسير مى كند » اثبات كنند ، آيا اين استدلال و روش علمى خود ناشى از فعاليتهاى لذتجويى و شهوت پرستى آنان نيست ؟ حتماً چنين است . پس دعاوى علنى آنان جز سفسطهء علم نما چيزى در بر ندارد . .