تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
منظور ما ، در آن جا كه گفتهايم تجربيات محسوس قابل درك است ، همين مطلب بوده است ، و همين واقعيت قابل درك بودن آن خود معجزهاى به شمار مى رود .
به عقيدهء من در بارهء نحوى تشكيل و ارتباط مفهومات چگونگى منطبق كردن آنها با تجربيات حسى ، نمى توان هيچ اظهار نظر ذهنى خاص و مسبوق بر تجربه كرد ، و يا از زمرهء معلومات قبلى نكتهاى را در كار آورد ، تنها عامل اساسى و شاخص در ايجاد نظم و ترتيب تجربيات حسى ، حصول موفقيت است و بس .
آن چه ضرورت دارد صرفا تثبيت وضع مجموعهاى قواعد و قوانين است ، زيرا بدون چنين قواعد ، كسب معرفت مطلوب محال خواهد بود . اين امور را مى توان با طرح يك بازى مانند كرد كه براى آن قواعد و اصلى من عندى و قرار دادى وضع شده ، و اگر اين قواعد و اصول دقيقاً رعايت نشود . اصولا بازى نه معنى دارد و نه امكان .
مع هذا اين تثبيت و استقرار هيچ گاه به مرحلهء نهايى نمى رسد ، بلكه همواره براى پهنه هاى خاصى نافذ و معتبر خواهد بود ، بعبارة اخرى و به بيانى ساده تر هيچ مقولات نهايى بدان معنى كه منظور كانت بوده است وجود ندارد .
ارتباط ميان مفهومات اوليهاى تفكر روزانه با مجموعهء درهم پيچيدهء تجربيات حسى را تنها مى توان از راه وجدان و بصيرت درونى درك كرد و با تثبيت منطقى قابل تطبيق نمى باشد . مجموعهء اين ارتباطات ، كه هيچ كدام از آنها با اصطلاحات مفاهيمى قابل بيان نيست ، يگانه عاملى است كه سبب جدايى ساختمان عظيم علمى از تصور ميان تهى مفهومات مى باشد . به وسيله همين ارتباطات است كه قضاياى تصورى محض علم به احكام كلى در باب مجموعهء تجربيات حسى مبدل مى گردد . منظور از مفهومات اوليه مفهوماتى است كه از راه وجدان و بصيرت درونى با مجموعه هاى در هم پيچيدهء تجربيات حسى خاص مرتبط باشند . كليهء تعبيرات ديگر ، از ديدگاه فيزيكى ، تنها در صورتى داراى معنا خواهند بود كه به وسيلهء قضايايى با مفهومات اوليه مرتبط باشند .