تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
نمى تواند از مو شكافى و امعان نظر در مسئلهء مهمتر و اساسىترى كه همان مسئلهء تحليل ماهيت تفكر روزانه است ، غافل بماند .
تجربيات روانى ما مشتمل است بر توالى تجربيات حسى متنوع ، نقوش آنها در حافظه ، تخيلات ، و احساسات .
درست است كه علم فيزيك ، خلاف روان شناسى ، مستقيماً و بدون دخالت تخيلات و احساسات ، تنها از تجربيات حسى و درك ارتباط آنها بحث مى كند ، ليكن مفهوم « جهان خارجى واقعى » تفكر روزانه ، خود متكى بر ادراكات حسى است .
نخست بايد به اين نكته توجه كنيم كه تميز بين ادراكات حسى و تخيلات لااقل با قطعيت كامل - ممكن نمى باشد . در بحث اين مسئله ، كه در مفهوم واقعيت نيز تأثير دارد ، ما به خود كار نداريم ، بلكه وجود آزمايشهاى حسى معلوم يعنى آزمايشهاى روانى نوع خاصى را در نظر مى گيريم .
من معتقدم كه اولين قدم در راه بحث و طرح « جهان خارجى واقعى » تشكيل مفهومات اشياء مادى ( از انواع مختلف ) مى باشد . ما در وراء مجموعهء تجربيات خاص خود ، به صورت ذهنى و اختيارى مجموعهء تاثرات حسى را كه به صورت مكرر اتفاق مى افتد ( و تا حدى با تاثرات حسى بستگى دارند كه به عنوان علائم آزمايشهاى حسى ديگران تعبير شدهاند ) مطمح نظر قرار داده و مفهومى براى آنها قائل مى شويم كه همان شيئى مادى باشد .
اين مفهوم ، اگر از جنبهء منطقى مورد نظر قرار گيرد ، عين مجموعهء ادراكات حسى كه از آن بحث مى كنيم نبوده ، بلكه ابداع آزاد فكر انسان ( يا حيوان ) است از طرف ديگر معنى و ملاك حقانيت اين مفهوم منحصر است به مجموع ادراكات حسى كه بدان مربوط مى دانيم .
مرحلهء دوم : توجه به اين واقعيت است كه ما در تفكر خود ( كه تعيين كننده انتظارات ما است ) براى مفهوم شيئى مادى معنايى قائل مى شويم كه تا حد زيادى