تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - سر به بالا و سر به پايين يعنى چه ؟
است ، از راه اجبار دست گاندى را نگرفته است و او را مجبور نساخته است كه بيا به تنهايى يا با ياورانت در زير روشنايى من بنشين و براى اصلاح جامعهء خود بينديش . . . آب ، آن مادهء حياتى كرهء خاكى به وجود و جريان خود ادامه مى دهد ، بدون اين كه كسى را مجبور كند شخص ديگرى را در استخر آب بيندازد و او را غرق كند يا جهاز هاضمه و دستگاه مربوط بدن را به آشاميدن خود مجبور بسازد و نه تنها او را از مرگ نجات بدهد ، بلكه سلولها و اعصاب مغزى را آمادهء انديشه و رويا و تخيل و تداعى معانى و خود آگاهى نمايد . آرى مادهء آب هيچ گونه مأمور اجرايى بالاى سر استعمال كنندگان آب نگماشته است .
اين انسان است كه حيات خود را مى خواهد و آن آب را با انواع گوناگون مورد بهره بردارى قرار مى دهد .
اين مسئله مورد ترديد نيست . آن چه كه جاى تاسف است ، اين است كه اين انسان روى چه عواملى به جاى داشتن سوداى سر ببالا همواره ميل به سر بپايين مى كند ؟
سر به بالا و سر به پايين يعنى چه ؟
براى توصيف و تحليل سر به بالا و سر به پايين ، مسائل زير را با دقت مطالعه فرماييد :
١ - ارزيابى و درك موقعيت وجودى و احساس موقعيت عالى تر در هر گونه شرايط و تكاپو براى وصول به آن موقعيت ، سر به بالا ناميده مى شود . خود را رها ساختن در مقابل عوامل طبيعت و چنگالهاى درندگان انسان نما و از دست دادن موقعيت عالى تر و سقوط به موقعيت پايينتر ، سر به پايين ناميده مى شود .
٢ - رسنهاى قوانين و پديده ها و وسايل در هر موقعيت كه قرار گرفته باشيم ، از بالاى سر ما تا دسترس ما آويزان شده است . اين رسنها دو سر دارند : يك سر به