تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٠ - مادامى كه انسان وضع خود را از خواص واقعيات خارج از خود تشخيص ندهد در زندگى كورانه غوطه ور خواهد گشت
آسمانى و پيامبران و اولياء الله از طرف ديگر كه به تحصيل دانش و بينش و تكاپوى شديد در راه تحصيل بهترين موقعيت براى زندگى مادى و معنوى و تفكر در واقعيات هستى و رويدادهاى زندگى كه مظاهر و نمودارهاى قضا و مشيت الهى است ، دستور مى دهند اين موضوع را روشن مى سازد كه بشر مى تواند و بايد از هجوم رويدادهاى محاسبه ناشده تا آن جا كه ممكن است جلوگيرى نموده و شرايط و مقتضيات زندگانى اصيل مادى و معنوى را براى خود به وجود بياورد .
اين جلوگيرى و به وجود آوردن نه تنها مخالف قضاى الهى نيست ، بلكه خود ناشى از قضاى خداوندى است كه بايستى انسانها در تشكيل سر نوشت نهايى خود نقش مربوط به خود را ايفا نمايند .
بدين جهت است كه مى گوييم مضمون ابيات مورد تحليل بمقام بزرگ روحى جلال الدين شايسته تر از ساير مضامين ابياتى است كه ظاهر آنها انسان را مانند شىء جامد دست و پا بسته به طوفان قضا و قدر مى سپارد .
((٣٣٥)) در حدث افتد نداند بوى چيست از من است اين بوى يا ز آلودگى است
((٣٣٦)) ور كسى بر وى كند مشكى نثار هم ز خود داند نه از احسان يار
مادامى كه انسان وضع خود را از خواص واقعيات خارج از خود تشخيص ندهد در زندگى كورانه غوطه ور خواهد گشت .
اين يكى از نتايج حتمى محروميت انسان از شخصيت روحى است كه نتواند ميان برون ذات و درون ذات خود را تشخيص بدهد .
آرى انسانهاى فراوانى وجود دارند كه از مرز ميان خود و غير خود اطلاعى