تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٢ - موضوع يكم
مسئله موضوعاتى را مطرح مى كنيم :
موضوع يكم - تفاوت زيادى ميان گويندگان جملهء فوق در دورانهاى پيامبران و قرن نوزدهم موجود است ، زيرا بنا به بررسىهايى كه جلال الدين در بارهء علت انكار پيامبران از نظر قوم سبا نتيجه مى گيرد . اين است كه طغيانگران و ثروتمندان كامكار سبا بودند كه به پيامبران اعتراض نموده و مى گفتند :
ما كجا وين گفت بىهوده كجا اين چه زرق است و چه شيد است و دغا خود كجا كو آسمان كو ريسمان مى نگيرد مغز ما اين داستان غالباً ما عقل داريم اين قدر گندنا را مى شناسيم از گزر
ملاحظه مى شود كه اعتراض كنندگان مردم كامور و اغنيا بودند كه پيامبران را مزاحم كامكارىهاى بىقيد و بند و ثروت پرستى خود مى ديدند ، نه مردم آگاه و هشيار و انسان دوست .
در صورتى كه در قرن نوزدهم جملهء « دين افيون توده ها است » را كسانى مى گفتند كه مقصودشان دفاع از كامروايى و قدرت و ثروت خود نبود ، بلكه منظورشان بيان وضع روانى توده ها در مقابل توسل اغنيا بدين بوده است كه موجب تخدير توده ها گشته است .
همچنين در قرآن با اين حقيقت در بيش از ده آيه روبه رو مى شويم كه منكرين پيامبران طبقه ملا بوده است و چنان كه در يكى از مجلدات گذشته مشروحا توضيح دادهايم ، ملا عبارت از چشمگيران و قدرتمندان جوامع بوده است ، نه بيان كنندگان وضع روانى توده ها و نه خود فقرا و بىنوايان ، بنا بر ملاحظات فوق بكار بردن كلمهء افيون از دو طبقه متضاد صورت گرفته است ، در نتيجه بايد گفت تفسيرى كه هر يك از دو طبقهء فوق ( اغنيا و بيان كنندگان وضع روانى توده ها ) در بارهء دين نمودهاند ، بر طبق عينك مخصوصى بوده است كه بديدگان خود زده بوده و با ماهيت خود دين سر و كارى نداشتهاند .