تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٨ - چگونه مى توان هستى از دست رفتهء انسانها را به خودشان باز گرداند ؟
آرى ، فقط با همين احساس نيمه راه كمال را مى پيمودند و طعم نيمه هستى مستند به خود را مى چشيدند . اما در اين دوران ما ، قضيه طور ديگرى است و آن اين است كه خود پيش تازان سند اثبات كنندهء پيش تازى خود را از عكسها و امضاهاى مردم عامى به دست آورده و با اين پيروى و تقليد محض ولى غير محسوس ، ادعاى پيش تازى مى كنند . مسلماً شما مدتها است كه در كتابها و سخنرانىها و تمام وسايل تبليغ اين جملات را فراوان خواندهايد :
من اين حقيقت را براى آن گوشزد مى كنم كه مردم مى خواهند .
دليل صحت اين ادعا اين است كه مردم چنين مى گويند .
من مى خواستم اين مسئله را طور ديگر مطرح كنم ، اما در آن صورت مردم نمى پسنديدند .
ديديد كه مردم از آن موضوع چقدر استقبال كردند .
مردم ، مردم ، مردم . كسى نيست كه بگويد : شما كه اين قدر مردم ، مردم مى گوييد آيا اتفاق افتاده است كه و لو براى يك بار هم كه شده كتاب زندگى آنان را به دست گرفته ، دقيقاً بخوانيد و به بينيد كه اين كتاب در هم و بر هم نه يك من روشن دارد و نه حتى يك صفحه از آن كتاب بدون عكس و امضاى ديگران نوشته شده است ؟ وضع امروزى ما شبيه به اين است كه نمك كه بايد از گنديدن قطعهء گوشت جلوگيرى كند ، نمك بودن خود را از قطعهء گوشت گنديده دريافت مى كند چگونه مى توان هستى از دست رفتهء انسانها را به خودشان باز گرداند ؟
١ - اولين قدمى كه در بر گردانيدن هستى انسانها به خودشان بايد برداشت حل مسائل مربوط به حيات و ارزش آن است . بايد بهر صورتى است زعماى فكر بشرى و انسان شناسان دير يا زود اين موضوع را بررسى نموده و تكليف آن را روشن بسازند كه آيا حيات انسانى از آن جهت كه حيات انسانى است ( نه از نظر ساير