تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٠ - نسيم عطر آگين ما وراى طبيعت كه به وسيلهء پيامبران بر فضاى افكار بشرى مى وزد ، آنان كه مشامشان پر از بوى گند ماديات است گيج و كلافه مى شوند
جديد در سكوت غوطه ور مى شوند ، موقتى يا دائمى بودن سكوتشان در اختيار حوادث ديگر بوده و فعاليتى از خود براى تعيين سر نوشت جديد نشان نمى دهند ، در صورتى كه گروه دوم به جهت دارا بودن آمادگى قبلى دست به فعاليتهاى مناسب زده وضع خود را روشن مى سازند .
٣ - گروه ديگرى از انسانها ديده مى شود كه در مقابل رويدادهاى خارج از متن حياتشان مقاومت جدى ابراز كرده ، ابديتى براى وضع موجود خود قائلند . بد بختترين سه گروه ، همين گروه سوم است كه روانى بس شگفت انگيز دارند ، زيرا در عين حال كه روانشان سنگ جامد است نرم تر از آب هم است روانى چون سنگ دارند ، زيرا به هيچ قيمت و به هيچ وجهى نمى خواهند وضع موجودشان را از دست بدهند .
در عين حال آن قدر انعطاف پذيرند كه گويى روانشان خاصيت ميعان آب دارد ، زيرا براى حفظ وضع موجودشان بهر عامل و مقتضى و رويدادى تن درمى دهند و انعطاف مى پذيرند اينان به اصطلاح جلال الدين همان دباغها هستند كه از هر گونه بويى جز بوى گند پوست و دواهاى مربوط تنفر دارند .
انگيزهء اعجاز آميزى مى خواهد كه بتواند آنان را از زنجير وضعى كه در پيش گرفتهاند نجات بدهد هوى پرستان طبيعت زده كه در مقابل نسيمهاى عطر آگين ما وراى طبيعت كلافه و سر در گم مى گردند ، اعضاى همين گروهند .
اينان در تمام اجزاء و روابط طبيعت دست بكاوش مى زنند و ارتباط خود را با آنها گسترش مى دهند و مانند پرندهء بىقرار هر روز در صدد كشف سوراخ جديد در قفس ماده و ماديات بر مى آيند ، ولى نتيجهاى جز كشف سوراخهاى متعدد و متنوع كه پريدن از آنها امكان ناپذير است ، به دست نمى آورند . البته كار ديگرى هم مى توانند انجام بدهند ، و آن اين است كه با كشف عظمت دستگاه هستى بجاى آن كه به روزنه هاى