تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٩ - توضيح اجمالى در بارهء اين كه آيا اديان جنبهء تخديرى دارند ؟
( آب را از آسمان فرود مى آورد ، در دره ها باندازهء خود به جريان مى افتد ، روى اين سيل كفهاى بر آمدهاى است . و از آن فلزات با ارزش كه براى زينت يا كالايى مثل آن ذوب مى كنيد ، كفهايى مانند همان كف آب بروز مى كند ، بدينسان خداوند حق و باطل ( موقت و دائمى ) را به هم مى زند اما كفها فروكش مى كنند و مى روند و آن چه كه به حال مردم سودمند است در روى زمين باقى مى ماند بدين ترتيب خداوند مثلها مى آورد ) « وَمَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى فَهُوَ فِي اَلآخِرَةِ أَعْمى وَأَضَلُّ سَبِيلًا » ١٧ : ٧٢ [١] ( كسى كه در اين دنيا كور باشد در آن دنيا كورتر و گمراه تر است ) .
به اضافهء اين حقايق محرك ، وضع روانى بشر معمولى را از نظر تأثير دين با صراحت كامل بيان مى كند و مى گويد : اين نابخردان دين را وسيلهء تخدير خود كردهاند : - « وَإِذا مَسَّ اَلإِنْسانَ اَلضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْه ضُرَّه مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّه ١٠ : ١٢ . . . » [٢] ( موقعى كه ضررى متوجه انسان مى شود ، ما را در حالى كه به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده است ، مى خواند ، وقتى كه ضرر را از او مرتفع ساختيم به راه خود مى رود گويى ما را در موقع توجه ضرر نخوانده بود ) « وَإِذا مَسَّ اَلإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّه مُنِيباً إِلَيْه » ٣٩ : ٨ [٣] ( موقعى كه ضررى به انسان متوجه مى شود ، در حالى كه به خدايش مى گرايد او را مى خواند ) .
ملاحظه مى شود كه قرآن خدا و دين را بالاتر از آن قرار مى دهد كه تنها در
[١] سوره الإسراء ، آيهء ٧٢ . .
[٢] سوره يونس ، آيهء ١٢ . .
[٣] سوره الزمر ، آيهء ٨ . .