تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - چند نمونهء ناچيز از تشبيهات و تمثيلات جلال الدين در مثنوى
كه اين همه نيروها و فعاليتها در زير خاك مستهلك مى شود .
اين موشهاى انسان نما قرنها است كه مشغول گستردن روابط گوناگون خويش با طبيعتاند . به اعماق اقيانوسها راه يافته ، دل كوه ها را خالى كرده و عربدهء قطار و ماشينهايشان را در درون كوه ها طنين انداز نموده ، پاى در ماه گذاشته و همه جا را مانند موش سوراخ سوراخ كردهاند ، ولى هنوز دروغ مى گويند ، حيله پردازىها دارند ، خون آشامى را بادهء طهور تلقى نموده ، زندگى كردهاند . سوت مى زنند و سوت مى زنند و انسانها را از عمل به مقتضيات طبيعى خود در استفاده از منابع طبيعى الهى مى رمانند در ابيات ديگر مى گويد : چنان كه موش در زير خاكها مشغول سوراخ كردن و كاوش مى باشد و موقعى كه به روشنايى رسيد ، فورا بر مى گردد و فرار مى كند ، همچنين اين موشهاى انسان نما هم در امتداد تماس با طبيعت و واقعيات هر آن گاه كه با بارقه هاى الهى و روزنه هايى كه پشت پردهء طبيعت را نشان مى دهد روبه رو مى شوند ، فورا بر مى گردند و راهشان را به زير همان خاكهاى تيره پيش مى گيرند و مشغول چاك زدن و سوراخ كردن مى شوند در همين دفتر دوم » رنجانيدن اميرى خفتهاى را كه مار در دهانش رفته بود « تمثيلى آورده است كه يكى از پر معناترين و آموزنده ترين تمثيلات در بارهء تعليم و تربيت و فلسفهء تعبد مى باشد .
اين تمثيل بقدرى عالى و زيبا آورده شده است كه امكان ندارد مطالعه كننده را تحت تأثير جدى قرار ندهد و منقلبش نكند .
٣ - در دفتر سوم تشبيه بسيار زيبايى در بارهء فرزندان آن زن كه پس از تولد چند ماهى زندگى مى كردند و مى مردند ، آورده است كه بدين قرار است :
آن زنى هر سال زاييدى پسر بيش از شش مه نبودى عمرور يا سه مه يا چار مه گشتى تباه ناله كرد آن زن كه افغان اى اله نه مهم بار است و سه ماهم فرح نعمتم زوتر رو از قوس و قزح