تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٣ - آيا كوشش براى مطلق يابى مى تواند با بىنهايت بودن جزئيات و پديده هاى نسبى سازگار باشد ؟
به دست شما مى آيد واقعيات مطلق نيست ، بلكه محصولى از خود شما و جهان خارجى است .
اين مطلب كاملًا منطقى است ، ولى آن عظماى پيش رفت علمى و صنعتى و هنرى و جهان بينى بشرى از اين نكته كاملًا اطلاع داشتند و مى دانستند كه ساختمان حواس مغزى آنان به طورى تعبيه شده است كه نمى توانند همواره و در همهء شرايط تماشاگر مطلق در خصوص مفاهيم مطلق باشند . با اين حال كوچكترين مسامحهاى در راه به دست آوردن محصول عالى و كامل بازيگرى و تماشاگرى روا نمى دارند .
اين محصول عالى مانند ساير محصولات و دريافتهاى حسى و مغزى حس مطلق جويى آنان را اشباع مى كند .
موقعى كه ضرورت محبوس شدن در زندان بازيگرى و تماشاگرى براى يك انسان آگاه اثبات شد ، اعتراف خواهد كرد كه طبيعت جهان هستى عينك مخصوصى به چشمان او زده است .
او در بارهء خود همين عينك نيز آن قدر خواهد كوشيد كه وظيفهء عينك بودن خود را صحيح و كامل و مطلق ايفاء كند ، نه محدود و نسبى و جزئى .
او سعى اكيد خواهد كرد كه بازيگرى حواس و مغز خود را از انحراف باز بدارد ، مثلًا ديده گان معمولى و قوانين نور و بعد مسافت كه بايستى كوه مرتفعى را از دور مانند يك تپه با رنگ مخصوص نشان بدهد ، خلاف آن را مطرح نكند .
آيا تقلا براى تنظيم خود بازيگرى ، تقلا در راه وصول به مطلق مربوط به بازيگرى نيست ؟
آيا كوشش براى مطلق يابى مى تواند با بىنهايت بودن جزئيات و پديده هاى نسبى سازگار باشد ؟
اين هم اعتراض ديگرى است كه گفته مى شود : با اين كه پديده ها و روابط افقى و عمودى جهان هستى در سيستم باز ظهور مى كند و خاصيت سيستم باز مخصوصاً در