تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - آيا كوشش براى مطلق يابى مى تواند با بىنهايت بودن جزئيات و پديده هاى نسبى سازگار باشد ؟
جهان هستى كه كرانهاى براى آن پيدا نيست ، چگونه مى توان به مطلق جويى پرداخت ، مگر مفهوم مطلق بستن سيستم و متناهى ساختن بىنهايت نيست ؟ در پاسخ اين اعتراض دو مطلب قابل بررسى است :
مطلب يكم - آيا باز بودن سيستم جهان هستى مربوط به بازيگرى ذهن ما نيست ؟ يكى از مختصات ذهن آدمى توانايى شگفت انگيز او به تكرار كميتها و افزودن به بعدها تا بىنهايتاست ، حتى يك قوطى كبريت مشخص و محدود كه قطعا با تمام خصوصيات هرگز دو قوطى كبريت عينى نخواهد شد .
با فعاليت ذهنى آدمى مى تواند از حدود شمارش بالا رفته و به بىنهايت سر بكشد ، همچنين است خاصيت عدد سازى و كلى سازى ذهن انسانى . ممكن است بگوييد شما در مبحث فوق اين مسئله را به عنوان يك حقيقت پذيرفتيد كه محصول بازيگرى و تماشاگرى انسان در جهان هستى مطلقى است كه انسان در جستجوى آن مى كوشد ؟ مى گوييم اين اعتراض هم صحيح به نظر نمى رسد ، زيرا ما بازيگرى درجهء اول را كه خاصيت ساختمان حسى و مغزى آدمى است پذيرفتهايم ، نه بازيگرى تصنعى و ثانوى را كه دلايل حسى و عقلانى پوچش مى سازد .
مثلًا نمايش شوره زار از دور بشكل آب ، بدون سابقهء شناسايى عوامل بازيگرى يك نمايش طبيعى اولى است ، ولى پس از اطلاع به عوامل آن بازيگرى ديگر اعتقاد به واقعيت آن نمايش ، اعتقاد ضد واقع است .
همچنين موقعى كه ترس و هراس درون آدمى را مسخر كند و با عينك آن ترس و هراس به بازيگرى ثانوى مبتلا شود ، مثلًا آن شوره زار آب نما را به صورت شعله هاى آتش ببيند .
نمايش گسترش بىنهايت در سيستم جهان هستى ، از قبيل بازيگرى ثانوى است كه دلايل منطقى مستند به علم و تجربه خلاف آن را اثبات مى كند و مى گويد بىنهايت نمى تواند از يك واحد بيشتر بوده باشد ، زيرا وقتى كه واقعيت از يك