تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦١ - روح الهى در انسان دميده شده است چه معنا دارد ؟
لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل باز بىشك بيش از آنها مى رسد آن چه از حق سوى جانها مى رسد آن چه از جانها به دلها مى رسد آن چه از دلها به گلها مى رسد اينت لشكرهاى حق بىحد و مرّ از پى اين گفت ذكرى للبشر
نكتهء دوم - جريان نفخ روح الهى در وجود انسانى بدين قرار است كه طبق مشيت بالغه خداوندى مواد جهان طبيعت در حال حركت و تحول در نقاطى معين ، يكديگر را تلاقى نموده عناصر اوليهء حيات را به وجود مى آورند ، اين حيات طبيعى نوع عالى تر از حيات ساير جانداران بوده ، ولى از آن جهت كه همهء آنها جلوه ها يا به قول جلال الدين محصول و امواج ظريفى از عالم ماده مى باشند ، تفاوتى ندارند ، حيات انسانى پس از عبور و تحولهاى پى در پى از تفاعلات مادى داراى تعقل و انديشه و استعداد و وجدان ( كه هر يك انواعى گوناگون دارند ) مى گردد .
انسان با اين تحولات موجودى بس شگفت انگيز گشته جهانى را زير پا مى گذارد ولى ميان اين موجود شگفت انگيز و رشد روحى و انسانى او پلى بنام تعهد و احساس مسئوليت در عالم وجود زده شده است كه تا گام روى آن پل نگذارد و به شايستگى از آن عبور نكند ، در همان موجوديت حيوانى خود باقى مى ماند . احساس تعهد و تطبيق روش زندگى با آن ، آغاز آمادگى به دميدن روح الهى است كه شروع انسانيت او را اعلام مى دارد .
هر اندازه كه در احساس و انجام تعهد انسانى خود پيش رفت داشته باشد ، از تابش شعاع خورشيد عظمت الهى ، يا چنان كه در موضوع بحث ما مورد توجه است ، از نسيم روح الهى بيشتر بهره مند مى گردد با نظر بهمين مسئله تعهد است كه در روايت ابو بصير از امام صادق عليه السلام كلمهء مومن بكار رفته است نه انسان به طور عموم . بدون ايده آل اعلى در زندگانى و بدون ايمان و تعهد ، انسان مورد نفخهء الهى تحقق نمى يابد .