تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٠ - روح الهى در انسان دميده شده است چه معنا دارد ؟
دو نكته را در اين مسئله متذكر مى شويم :
نكته يكم - اين است كه مقصود از » و نفخت فيه من روحى « كه ظاهرش فعل ماضى است ، اين نيست كه خداوند تنها براى آدم سر سلسلهء نوع انسانى از روح خود دميده است ، بلكه بيان كار استمرارى خداوند است ، به اين معنا كه تمام افراد انسانى از اين نعمت عظمى برخوردارند .
به طور فراوان آيات قرآنى در غير موارد رويدادهاى جزئى ، فعل ماضى بكار مى برد ، در صورتى كه ان فعل ، دائمى و غير محدود و غير موقت مى باشد .
مثلًا در آيات مربوط به آفرينش زمين و آسمانها يا جزئى از آنها اغلب فعل ماضى بكار برده شده است ، » و السماء بنيناها « و » خلق لكم ما فى الارض جميعا « . . . در صورتى كه هم با نظر به شناسايىهاى علمى و عقلانى و هم با نظر به آيات ديگر موضوع آفرينش مانند فوتونهاى نور در حال ريزش و جريان است .
دلايل عقلى اين جريان استمرارى را ، در گذشته مخصوصاً در مباحث عليت متذكر شدهايم .
اما دلايل نقلى ، آيات فراوانى به اين مضمون موجود است كه خداوند قيوم جهان هستى است و همهء اجزاء جهان وجود در هر لحظهاى بقاى خود را از آن ذات اقدس مى گيرند . از قبيل :
« يَسْئَلُه مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ٥٥ : ٢٩ . » [١] ( هر چه در آسمانها و زمين است از او تقاضاى وجود مى كند ، خداوند در هر لحظهاى در كارى است )
كل يومٍ هو فى شأن بخوان مر و را بىكار و بىفعلى مدان كمترين كارش به هر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه مى كند لشكرى ز اصلاب سوى امهات بهر آن تا در رحم رويد نبات
[١] سوره الرحمن ، آيهء ٢٩ . .