تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٩ - بايستى هدف از بيان حقايق به فعليت رسانيدن استعدادهاى نهفتهء انسانها و شكوفان شدن نهال ارواح آدميان بوده و نبايد به انتظار عملى شدن آن حقايق به طور مستقيم سكوت كرد
از خود رسيدن به آن حاجت مى باشد . در يكى از داستانها اين موضوع را جلال الدين به بهترين وجه بيان كرده است .
مى گويد : شخصى شب و روز براى مقصودى كه در نظر داشت دعا مى كرد ، ولى مستجاب نمى شد ، در نتيجه دعا كردن را ترك نمود و سكوت كرد ، در يكى از شبها خضر را در خواب ديد : خضر -
گفت هين از ذكر چون وا ماندهاى ؟
چه پشيمانى از آن كش خواندهاى ؟
گفت لبيكم نمى آيد جواب ز ان همى ترسم كه باشم ردّ باب گفت خضرش كه خدا گفت اين به من كه برو با او بگو اى ممتحن بلكه آن الله تو لبيك ماست آن نياز و درد و سوزت پيك ماست نى تو را در كار من آورده ام نه كه من مشغول ذكرت كرده ام حيله ها و چاره جويىهاى تو جذب ما بوده گشاده پاى تو درد عشق تو كمند لطف ماست زير هر يا رب تو لبيكهاست
براى توضيح لازم در بارهء اين مسئله مى گوييم : در هر تكاپويى كه از انسان هشيار و هدف دار سر مى زند ، سه موضوع خيلى مهم در بارهء آن تكاپو بايد مورد اهميت قرار بگيرد :
موضوع يكم - هدفى كه از آن تكاپو منظور شده است .
موضوع دوم - خود آن تكاپو كه با مقدمات و وسايل معينى مورد توجه و عمل انسان قرار مى گيرد .
موضوع سوم - فوايد و نتايجى كه از خود آن تكاپو بر مى آيد ، بدون اين كه منظور اصلى و هدف مستقل انسان بوده باشد .
مسلم است كه هر تكاپويى سه موضوع فوق را به طور حتم در بر ندارد ، زيرا تكاپوها و كوششهايى كه از انسان سر مى زند و به هيچ هدف و فايدهاى نمى رسد ، خيلى فراوان است .
اما خود تكاپو و كوشش اگر از روى هدف گيرى صحيح صورت بگيرد ،