تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٩ - روح الهى در انسان دميده شده است چه معنا دارد ؟
به اصطلاح معمولى چنان دست پاچه مى شوند كه آن عظمت روحى را با خدا اشتباه مى كنند و گمان مى برند روح انسانى جزئى يا شانى از اجزاء يا شئون الهى است نظريه پنجم - اين است كه خداوند متعال با يگانه بودن حقيقى كه ذات پاكش دارا است ، اوصاف كماليه ( جلاليه و جماليه را ) متنوع و متعدد دارد . بدون اين كه اين اوصاف متعدد [ كه همگى نشان دهنده كمال و عظمت ذات اقدس اوست ] به يگانگى ذاتش خللى وارد سازد .
يكى از آن اوصاف كماليه حيات بمعناى عمومى است .
اين صفت منشا بروز حيات در جانداران و روح انسانى و ملكوتى در آدميان است .
به همين جهت است كه مى گوييم همه موجودات مخصوصاً انسان جلوه گاه صفات الهى است بنا بر اين فرموده ى خداوند » و نفخت فيه من روحى « اضافهء حقيقى بوده و احتياجى به تاويل ندارد .
دلايل عقلى و نقلى كه اين نظريه را ثابت مى كند ، بقدرى است كه مى تواند اين مسئله را در حكمت الهى حل و فصل نمايد . از آن جمله :
« عن ابى بصير قال سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول : المؤمن اخو المؤمن كالجسد الواحد إذا اشتكى شيء منه وجد الم ذلك فى ساير جسده و ارواحهما روح واحد فان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال الشمس بها « [١] ابو بصير مى گويد از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه مى گفت :
« مؤمن برادر مؤمن است مردم با ايمان مانند اعضاى يك جسد مى باشند ، اگر يكى از آنان نالهاى داشته باشد ، درد آن را در تمام اعضاى جسد احساس مى كند و ارواح آنها يك روح است ، به تحقيق پيوستگى روح مومن به روح خداوندى شديدتر از پيوستگى شعاع آفتاب به آفتاب است . »
[١] اصول كافى ، ج ٢ ص ١٦٦ . .