تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٨ - آيه
با حدث كرده است عادت سال و ماه بوى عطرش لاجرم دارد تباه
((٢٧٦)) پس چنين گفته است جالينوس مه آن چه عادت داشت بيمار آنش ده
((٢٧٧)) كز خلاف عادت است آن رنج او پس دواى رنجش از معتاد جو
((٢٧٨)) چون جعل گشته است از سرگين كشى از گلاب آيد جُعل را بىهشى
((٢٧٩)) هم از آن سرگين سگ داروى اوست كه بدان او را همى معتاد و خوست
((٢٨٢)) مر خبيثان را نسازد طيبات در خور و لايق نباشد اى ثقات
((٢٨٣)) چون ز عطر وحى كژ گشتند و گم بُد فغانشان كه تطيرنا بكم
((٢٨٠)) الخبيثان الخبيثين را بخوان رو و پشت اين سخن را باز دان
((٢٨١)) ناصحان او را به عنبر يا گلاب مى دوا سازند بهر فتح باب
((٢٨٤)) رنج و بيماريست ما را اين مقام نيست نيكو وعظتان ما را به فال
((٢٨٥)) گر بگفت آريد نصحى آشكار ما كنيم آن دم شما را سنگسار
((٢٨٦)) ما به لغو و لهو فربه گشته ايم در نصيحت خويش را نسرشته ايم
((٢٨٧)) هست قوت ما دروغ و لهو و لاغ شورش معده است ما را اين بلاغ
((٢٨٨)) رنج را صد تو و افزون مى كند عقل را دارو به افيون مى كند گند شرك و كفر ايشان بىحد است هين كه دباغ اوفتاده بىخود است
آيه « قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ » ٣٦ : ١٨ . (١) ( كفار گفتند : ما به وجود شما فال بد زدهايم ، اگر از دعاوى خود دست بر نداريد ، شما را سنگسار مى كنيم و عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد ) .
« اَلْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَاَلْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَاَلطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَاَلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ ٢٤ : ٢٦ . . . » (٢)
(١) سوره يس ، آيهء ١٨ . .
(٢) سوره النور ، آيهء ٢٦ . .