تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤ - آيا مجريان كيفرها تبه كارانى هستند كه وجودشان براى جوامع انسانى ضرورت دارد ؟
جلال الدين قراطاى و تاج الدين معتز و صاحب شمس الدين اصفهانى و معين الدين پروانه ، علاقه و ارادت كامل به جلال الدين مولوى داشتهاند ، [١] با اين حال جلال الدين چنان كه در ابيات مربوط به « باب صغير ساختن موسى عليه السلام در قدس » و در ابيات مورد تحليل ، با شديدترين وجه به امرا و سلاطين در ( باب صغير ) و به مأموران اجرايى در ( ابيات مورد نقد و تحليل ) هجوم مى كند و با تندى صحبت مى دارد . بهر حال آن چه كه مربوط به ابيات مورد تحليل است ، موضوع مأمورين اجراى كيفرها و گروه هاى مربوط به آنان است .
مطلبى را كه جلال الدين در دو بيت مورد نقد و تحليل گفته است ، اگر بتوانيم بان مأموران تطبيق كنيم كه به بهانه ى اجراى انتظامات و اجراى كيفرها ، مزاحم مردم بوده و ناتوانان را پاى مال مى كنند و با اغراض شخصى تبهكارانه ى خود در صدد اشباع تمايلات حيوانى و هوى و هوسش مى باشند . مسلماً چنين اشخاص و گروه ها در ضلالت بوده و نيستى شان از هستى شان بهتر ، بلكه بايستى از جوامع نابود شوند ، بيت دوم كه مى گويد :
((١١٩)) چاره نبود هم جهان را از چمين ليك نبود آن چمين ماء معين
به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا چمين ( بول ) بدان جهت كه بول است هرگز مطلوبيت ضرورى ندارد و از آن جهت كه حيوان و انسان به طور طبيعى بايد بول كند ، معمولى است كه از علت منطقى به وجود آمده است .
اين علت منطقى عبارت است از تحول مايعات به وسيلهء جهاز هاضمه به مايع بول ، اين جريان كاملًا طبيعى و ضرورى و با نظر بساختمان وجودى انسان نمى تواند به زشتى و بدى موصوف شود . بلكه زشتى و بدى بول ، بدان جهت است كه پس از آن كه به صورت فضولات در آمد و با نظر به ذائقه و ساير امور مربوط به انسان كه جوياى
[١] اخبار سلاجقهء روم ( مختصر سلجوق نامه ) ابن البيبى ، مقدمه به قلم محمد جواد شكور ، ص ١٢٤ . .