تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٧ - روح الهى در انسان دميده شده است چه معنا دارد ؟
همچو آدم كز گل آمد اصل او وز نفخت روحى آمد وصل او
روح الهى در انسان دميده شده است چه معنا دارد ؟
در آيهء فوق ( ص ايه ٢٧ ) و همچنين آيه ٢٩ از سورهء الحجر صريحا مى گويد كه خداوند از روحش در انسان دميده است . اين موضوع مورد اختلاف ميان مفسرين و هم چنين فلاسفه و عرفا و ساير دانشمندان است .
گروهى معتقدند كه مقصود از نسبت دادن روح به خدا بيان عظمت و شرافت روح آدمى است ، نه اين كه خدا روحى دارد و جزئى از روح خود را در انسان دميده است .
گروه ديگر مى گويند : بدان جهت كه روح انسانى مجرد و ما فوق عالم ماديات است و از اين رو به عالم ابديت و پيشگاه ربوبى نزديكتر است ، لذا روحى را كه در انسان دميده به خود اضافه نموده است .
نظريهء سوم نيز وجود دارد كه تقريبا همهء عرفا وعدهء فراوانى از فلاسفه ى الهيون ان را مطرح مى كنند و آن اين است كه اضافهء روحى كه در انسان دميده شده است ، يك اضافهء مجازى نبوده بلكه نسبت و اضافهء حقيقى است ، نهايت امر ، منظور از روحى كه خدا به خود نسبت داده است ، روح به معناى معمولى آن كه در وجود انسان ديده مى شود نبوده ، بلكه مقصود خاصيت ربوبى او است كه وقتى به قلمرو انسانى سرازير مى گردد ، بشكل روح جلوه مى كند و بدين جهت است كه انسان ببركت تصفيهء نفس و تادب به آداب الهى و تخلق به اخلاق ربوبى تشبهى به او پيدا مى كند و بجهان هستى مشرف مى شود و شايستگى ديدار خداوندى را به دست مى آورد .
نظريهء چهارم - از مكتب وحدت موجودىها و آن گروه از وحدت وجودىها است كه بالاخره به نتايج وحدت موجودى ملتزم مى شوند . اينان مى گويند :