تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - تفسير ابيات
حقوقى در ارتباطات بين المللى مانند ٣٠ ماده اعلاميه جهانى حقوق بشر و عوامل دولت جهانى نيست ، با اين كه مى بينيم جوامع بشرى در ميان طوفان اختلافات و نسبتها از زمان هراكليد [ با قطع نظر از پيامبران الهى ] بفكر پيوند دادن حقوقهاى نسبى به حقوق مطلق جهانى بوده و در اين راه حد اقل از نظر علمى موفقيتهايى داشتهاند كه در دوران معاصر به شكل ٣٠ ماده اعلاميهء جهانى حقوق در آمده است .
شما انسانها با اين كه مى توانيد با چشم پوشى از اغراض شخصى مطلقهاى درجهء اول را در بارهء پر پيچترين و معماترين موجودات جهانى ( انسان ) به دست بياوريد و مطلقهاى درجهء دوم را با آنها مربوط سازيد ، چگونه نمى توانيد در بارهء جهان خود آگاه به چنين موفقيتى نائل شويد ؟ فضاى عمومى تاريخ بشرى همواره مطلقهاى درجهء يك را در گذرگاه قرون و اعصار دارا بوده و كوچكترين اختلاف منطقى ( نه وسوسه بازيهاى ناشى از خود نمايى ) ميان افكار عالى در بارهء آن مطلقها وجود نداشته است .
مثلًا جهان واقعى وجود دارد . جهان در حال حركت است .
انسان بخواهد يا نخواهد ، بداند يا نداند با جهان واقعى در حال تأثير و تاثر است . انسان در زندگانى طبيعى با دو پاى جلب لذت و دفع الم حركت مى كند . حيات خود را مى خواهد .
وسوسه در اين مطلقهاى درجهء اول جزء بيمارىهاى روانى است ، نه جهان شناسى ، در نتيجه اساسىترين راهى كه براى فعاليت صحيح حس مطلق گرايى مى تواند پيش نهاد شود . كشف پيوند مطلقهاى درجه يكم و بيان زود گذرى و دوام و شرايط آنها در زندگانى علمى و عملى انسان است .
تفسير ابيات داستان ما به آن جا رسيد كه شخصى از بيم داروغه اسب خود را به سوى باغى راند . معشوق زيباى او كه مدت هشت سال در اندوهش ، در زحمت و دهشت فرو