تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - تفسير ابيات
پاسخ دوم - اين است كه سلطه و نظارت و فيض مطلق الهى به طور مستقيم در به وجود آمدن رويدادها موثر است . آيات فراوانى در قرآن مجيد و بعضى از دلايل متقين جهان بينى اين پاسخ را تاييد مى كند . در قرآن مجيد بيش از پانصد مورد جريانات هستى را با داشتن قوانين علت و معلول و وابستگى اعراض به معروضهاى خود . . . به خود خدا نسبت داده است . در كتاب مثنوى هر دو نظريه را مى بينيم . به نظر مى رسد كه هر يك از دو نظريه جهتى را كه در بر دارد صحيح است از آن جهت كه زير بناى هستى و روبنايش مانند يك تصور براى روح انسانى است ، لذا مى توان گفت همهء حقايق و رويدادها ، جزئى و كلى و موقت و دائمى همه و همه مانند اشعهء گوناگون از منبع خورشيد عظمت الهى سرازير مى گردند و از آن جهت كه پس از بروز در عرصهء هستى ، تسليم حركت و سكون و كشش و وابستگى و قابل شمارش مى شوند ، مى توان گفت : در جهان هستى براى هر رويدادى علت و براى هر رابطهاى طرف ارتباط وجود دارد .
براى توضيح بيشتر در باره اين مسئله به مباحث علت و معلول در مجلد هفتم مراجعه شود .
تفسير ابيات اى مولوى ، باز گرد و احوال آن عاشق خسته جگر را باز گو كن كه در ميان باغ با آن زيبا رويى كه ماه باو رشك مى برد چه كرد ؟ وقتى كه آن عاشق ساده لوح معشوقش را در آن باغ تنها ديد ، شتابزده نزد او رفت و خواست كه او را در كنارش گيرد و ببوسد .
آن نگار ماهروى بعاشق فرياد زد كه قانون ادب را مراعات كن و گستاخ مباش ، عاشق دلباخته گفت چه ادبى ؟ اينجا كسى نيست و كاملًا خلوت است ، من و تو در اين لحظه و جايگاه مانند آب خوشگوار و تشنه سوخته ، چه جاى توقف است كسى در اينجا وجود ندارد ، جز اين كه بادى مى وزد و به راه خود مى رود ، در