تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - چند نمونهء ناچيز از تشبيهات و تمثيلات جلال الدين در مثنوى
گربه مرگ است و مرض چنگال او مى زند بر مرغ و پرّ و بال او حصبه و قولنج و ماليخوليا سكته و سلّ و جذام و ماشرا
٤ - نمونهاى از تشبيهات دفتر چهارم » مثال دنيا چون گلخن و تقوى چون حمام « :
خود چه پرسم آن كه او باشد به تون كه تو چونى ؟ چون بود او ؟ سر نگون شهوت دنيا مثال گلخن است كه از او حمام تقوى روشن است ليك قسم متقى زين تون صفاست ز انكه در گرمابه است و در تقاست اغنيا مانندهء سرگين كشان بهر آتش كردن گرمابه دان
يكى از پر معناترين تشبيهات در دفتر چهارم ، مضمون ابيات فوق است . از تشبيه فوق چنين استفاده مى شود كه جلال الدين مانند بودا و ساير رهبران رياضت نفس ، شهوات و تمايلات را پوچ و مضر نمى داند ، بلكه مى گويد : به بينيد ماهيت آنها چيست ؟ و چه نتيجهاى مى توان از آنها توقع داشت ؟ محل آتش ( تون ) و خود هيزمها با ساير وسايل گرم كن براى گرمابه ضرورت دارد ، زيرا بدون تون و آتش آبى گرم نمى شود .
اين همه شهوات طبيعى و تمايلات حيوانى و خواسته هاى مادى پوچ و بىهوده نيست و همهء آنها بهرهاى از هستى دارند ، اما بايد بدانيم كه هستى آنها براى بهره ور ساختن انسان از مزاياى عالى روح انسانى است ، متاسفانه اكثر انسانها در خود همين تون و هيزمها و وسايل گرم كن غوطه ور مى گردند و بانها عشق مى ورزند و آن گاه توقع هم دارند كه روحشان پاك و پاكيزه شود ، بدون اين كه بگرمابهاى رفته باشند .
اين گرمابه داراى آب زلال اقيانوس الهى است كه در جويبار وجود انسانى موج مى زند و براى پاك شدن روح آماده است ، شهوات و تمايلات بايستى وظيفهء گرم كردن اين آب را ايفاء كنند .
در دفتر پنجم تحت عنوان » صفت طاوس و طبع او و سبب كشتن ابراهيم خليل او را « تمثيل بسيار عالى وجود دارد :