تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - تفسير ابيات
براى بىنوايان گرفتار در تقليد بوده ، و [ ائتيا طوعا . . . ] براى كسانى است كه طبيعت خود را تصفيه و ذات خود را بصفا و خلوص رساندهاند . تفاوتى چند ميان مقلد و محقق براى تو باز گو كنم : مقلد حق جلت عظمه را دوست مى دارد ، اما دوستى او معلول علل و اغراض است ، در صورتى كه براى انسان محقق ، محبت الهى بدون دخالت كوچكترين غرض ، همان رابطهء خود محبت مى باشد . كودكى را در نظر بگيريد كه به دايهء خود محبت مى ورزد براى چه ؟ براى شيرى كه از او مى خورد ، در حالى كه مرد صاحب نظر و عاشق جمال ، خود آن دايه را مى خواهد ، آن كودك شير خواره از زيبايى دايه اطلاعى ندارد ، زيرا جز شير براى خود مزيتى در آن زيبا روى نمى بيند ، بنا بر اين كسى كه باميد بهشت و ترس جهنم ، به خدا محبت مى ورزد او هنوز از خواندن كتاب تقليد فارغ نشده است كجاست آن عاشق دلباخته كه محبت به حق مى ورزد تنها براى آن كه محبت ورزيدن حق اوست و از همه اغراض و علتها بر كنار است . با اين حال بايد بگويم محبت از هر كه باشد خواه از مقلد و خواه از بيناى روشن ضمير ، چون هر دو جوينده هستند جاذبهء ربوبى بسراغشان آمده دستشان را خواهد گرفت ، روشنتر بگويم ، اگر كسى به خود حق محبت بورزد ، ولى براى بهره مند شدن از خيرات ربوبى او ، و يا به خود حق محبت بورزد بدان جهت كه حق است و به جز او از كسى پروايى نداشته باشد ، بدان دليل كه ريشه هر دو گونه محبت جستجو از ما وراى طبيعت سرازير شده است و دل هر جوينده را يك دل بر به اختيار گرفته است ، در پايان كار به مقصد مناسب خود خواهد رسيد .