تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - تفسير ابيات
اينجا كسى حضور ندارد تا مانع انبساط ما باشد . معشوق مى گويد اى شيدا ، مگر تو تا كنون مبتلا به حماقت بوده و از خردمندان نشنيدهاى كه مى گويند :
((١٢٥)) باد را ديدى كه مى جنبد بدان باد جنبانيست اينجا باد ران
((١٢٦)) مروحهء تصريف صنع ايزدش (١) زد بر اين باد و همى جنباندش
اين بادهاى جزئى كه مى توانيم در آنها تصرف كنيم و با وسايل مناسب در آنها تغيير ايجاد كنيم ، مادامى كه باد بزن را نجنبانى ، بحركت در نمى آيد . همچنين هوايى كه براى تنفس بكار مى افتد ، پيرو ارادهء جان و كالبد مادى ماست . تو گاهى نفس را بقصد مدح و ستايش بر مى آورى ، گاه ديگر براى ملامت و هجو و دشنام .
((١٣١)) پس بدان احوال ديگر بادها كه ز جزوى كل همى بيند نها
عقل آن فرستنده باد ، از روى غضب گروه عاد را با باد تندوز نابود مى سازد و همان باد را براى هود نسيم عطر آگين مى سازد . آن خداوند بزرگ .
((١٣٤)) مى كند يك باد را زهر سموم مر صبا را مى كند خرم قدوم
در بهاران لطفهاى حيات بخش به باد مى دهد و در فصل خزان همهء آن لطفها را از او مى گيرد . آن حكيم مطلق با بنيان گذارى تنفس براى ادامهء حيات ، نمونهء وزش همهء بادها را به انسانها مى نماياند . نفسهاى آدمى بدون اتصاف به قهر يا لطف كه بر گروهى مانند عسل خالص و بر قوم ديگر زهر جان گزاست و به فعاليت نمى افتد .
براى احسان به گروهى باد بزن مى گردد و همان باد براى مگس صفتان قهر و غضبى است كه نابودشان مى سازد .
باد بزن تقديرات ربانى همواره امواجى از آزمايشات را براى انسانها روانه مى سازد باد تقدير الهى از نظر حكمت آميز بودن كمتر از باد تنفس و بادبزنها نيست كه همواره نتايج فساد يا صلاح در بر دارد ، اين بادهاى شمالى و صبا و دبور
(١) مروحه باد بزن . .