تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٠ - تفسير ابيات
كه زيبايى ماده براى نر پيش مى آورد . اين مسائل كه به طور اختصار مطرح شد ، براى اثبات اين حقيقت است كه مكتب اسلام عقلىترين و فطرىترين راه را در موضوع ارتباط زن و مرد انتخاب كرده است .
تفسير ابيات يك شخص گل خوار به دكان عطار رفت كه از او مقدارى قند و شكر بخرد اين عطار زيرك و دو دل به جاى سنگ براى توزين ، گل در ترازو مى گذاشت . عطار بان آدم گل خوار مى گويد : اى جوان ، قندى كه من مى فروشم بدون تصنع و چون و چرا بسيار نيكو است ، اما بجاى سنگ ، گل در ترازو مى گذارم ، حالا اگر با اين شرط ميل دارى قند را از من بخر . جوان گل خوار گفت : بلى ، چون براى من قند اهميت دارد ، لذا بايد آن را بخرم ، سنگ ترازويت از هر جنسى كه باشد مورد قبول من است .
آن گل خوار با خود چنين مى گفت : سنگ چيست ؟ گل براى من از طلا هم بهتر است .
مثلى مناسب اين مورد وجود دارد و آن اين است كه زن دلالهاى به يك پسر گفت من برايت يك نو عروس زيبا و با شكوه پيدا كردهام ، ولى چيزى كه هست اين است كه اين نو عروس دختر حلوا فروش است . پسر در جواب دلاله گفت اين هم يك مزيت ديگر براى نو عروس است ، زيرا -
« دختر او چرب و شيرين تر بود »
گل خوار به عطار گفت : اگر تو براى سنجيدن سنگ ندارى ، اين آرمان من است ، گل كه بجاى سنگ خواهى گذاشت براى من بهتر است ، زيرا گل قوت دل من است .
عطار براى توزين قند ، گل به جاى سنگ در كفهء ترازو نهاد ، تا در مقابلش قند را بگذارد و هم وزنش كند . عطار تيشه نداشت كه با سرعت قند را بشكند و هم وزن گل نمايد ، لذا مشترى را مدتى در مقابل ترازو منتظر گذاشت . عطار رويش را