تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٥ - توضيح
خداوند متعال به داود فرمود : خانهاى در روى زمين براى من بساز . داود پيش از آن كه براى خدا خانهاى بسازد ، خانهاى براى خود ساخت ، خداوند فرمود اى داود ، خانه ى خودت را پيش از خانهء من ساختى ؟ داود گفت ، اى خداى من ، آرى ، در قضا و حكمى كه رانده بودى ، گفته بودى كه ملكى براى من نصيب خواهد گشت ، سپس داود شروع به ساختن خانه نمود ، وقتى كه ديوارها تمام شد ، دو سوم آن فرو ريخت .
داود وضع خود را به خدا گفت : خداوند وحى فرمود كه شايسته نيست كه تو براى من خانهاى بسازى . داود عرض كرد : اى خداى من ، براى چه ؟ خداوند فرمود ، به جهت خونهايى كه به وسيلهء تو ريخته شده است . داود عرض كرد : اى خداى من ، مگر آن خونها كه ريخته شده است در راه اشتياق و محبت تو نبوده است ؟ خداوند فرمود : بلى ، ولى آنان بندگان من بودند و من به آنان رحم و عطوفت داشتم . اين موضوع داود را سخت اندوهگين ساخت خداوند وحى فرمود ، غمگين مباش ، زيرا حكم مى كنم كه ساختمان خانهء من به دست فرزندت سليمان عليه السلام تمام شود . وقتى كه داود از دنيا رفت ، سليمان بناى خانهء خدا را شروع كرد ، وقتى كه قربانىها را بان خانه آورد و آنها را ذبح كرد ، بنى اسرائيل را جمع نمود ، خداوند به سليمان فرمود ، مى بينم كه به ساختن خانهء من شادمان گشتهاى ، چيزى ، از من بخواه تا آن را بتو ببخشم ، سليمان گفت سه موضوع را از تو مى خواهم : حكمى كه موافق حكم تو باشد ، ملك و سلطنتى كه بهيچ كس پس از من شايسته نباشد . و هر كس كه وارد اين خانه شود و منظورى جز نماز در آن نداشته باشد ، چنان از گناهانش پاك شود كه مانند روز ولادتش گردد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود ، خداوند دو موضوع از خواسته هاى سليمان را عطا فرمود ، و من اميدوارم كه موضوع سوم را هم عطا فرموده باشد ) .
توضيح - پس از آن كه ابو نعيم اصفهانى اين روايت را نقل مى كند ، در صفحهء ٢٤٧ از مأخذ زير مى گويد :