تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٥ - تفسير ابيات
كرامات و نور شيخ عبد الله مغربى قدس سره
آيه
كرامات و نور شيخ عبد الله مغربى قدس سره
((٥٩٨)) گفت عبد الله شيخ مغربى شصت سال از شب نديدم من شبى
((٥٩٩)) من نديدم ظلمتى در شصت سال نى به روز و نى به شب نى ز اعتدال
((٦٠١)) در بيابانهاى پر از خار و گو او چو ماه بدر ما را پيش رو
((٦٠٢)) روى پس ناكرده مى گفت او به شب هين گو آمد ميل كن بر سوى چپ
((٦٠٣)) باز گفتى بعد يك دم سوى راست ميل كن زيرا كه خارى پيش پاست
((٦٠٤)) روز گشتى پاش را ما پاى بوس گشته پاهايش چو پاهاى عروس
((٦٠٥)) نى ز خاك و نى ز گل بر وى اثر نز خراش خار و آسيب حجر
((٦٠٦)) مغربى را مشرقى كرده خداى كرده مغرب را چو مشرق نور زاى
((٦٠٧)) نور اين شمس شموسى فارس است روز خاص و عام را او حارس است
((٦٠٨)) چون نباشد حارس آن نور مجيد ؟
كه هزاران آفتاب آرد پديد
((٦٠٩)) تو به نور او همى رو در امان در ميان اژدها و كژدمان
((٦١٠)) پيش پيشت مى رود آن نور پاك مى كند هر ره زنى را چاك چاك
((٦١١)) يوم لا يخزى النَّبىّ را راست دان نور يسعى بين ايديهم بخوان
((٦١٢)) گر چه گردد در قيامت آن فزون از خدا اين جا بخواهيد آزمون
((٦١٣)) كاو ببخشد هم به ميغ و هم به باغ نور خان و اللَّه اعلم بالبلاغ
آيه « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى الله تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي الله اَلنَّبِيَّ وَاَلَّذِينَ آمَنُوا مَعَه نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا