تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٧ - توضيح اجمالى در بارهء اين كه آيا اديان جنبهء تخديرى دارند ؟
آيا جملهء ذيل عقول آدميان را تخدير مى كند :
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْكِتابَ وَاَلْمِيزانَ لِيَقُومَ اَلنَّاسُ بِالْقِسْطِ » ٥٧ : ٢٥ . [١] به تحقيق ما پيامبران خود را با آيات و براهين روشن فرستاديم و به وسيلهء آنان كتاب و قوانين وسيلهء سنجش حق و باطل را نازل كرديم ، تا مردم به عدالت قيام كنند ) .
اين آيه ذيل را هم دقيقاً بررسى فرماييد :
« أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي اَلأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ اَلنَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا اَلنَّاسَ جَمِيعاً » ٥ : ٣٢ . [٢] حقيقت چنين است كه كسى كه يك انسان را بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين بكشد ، مانند اين است كه تمام انسانها را كشته است و هر كس كه يك انسان را زنده كند مانند اين است كه تمام انسانها را زنده كرده است ) .
البته معلوم است كه مقصود از زنده كردن و ميراندن ، هر گونه قدم مثبت يا منفى در بارهء حيات انسانها است .
آيا اين جملات زير براى تخدير بوده است يا براى تحريك و به دست آوردن هشيارى :
« وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى » ٥٣ : ٣٩ - ٤٠ [٣] ( چيزى براى انسان جز كوششى كه انجام مى دهد وجود ندارد و كوشش و نتيجه آن ديده خواهد شد ) .
« يا أَيُّهَا اَلإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه » ٨٤ : ٦ [٤]
[١] سوره الحديد ، آيهء ٢٥ . .
[٢] سوره المائدة ، آيهء ٣٢ . .
[٣] سوره النجم ، آيهء ٣٩ . .
[٤] سوره الانشقاق ، آيهء ٦ . .