تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - تمامى حكايت آن عاشق كه از عسس گريخت در باغى مجهول خود معشوق را در باغ يافت و عسس را از شادى دعاى خير مى كرد و مى گفت كه * ( عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ٢ ٢١٦
جملهء بيدار كننده سنايى شاعر معمولى سود پرست را به حكيم سنايى غزنوى با عظمت تغيير مى دهد . نگاه هاى پليد يك مرد بيگانه به رابعهء عدويه باعث مى شود كه رابعه فرار كند و انقلاب عجيبى در درونش ايجاد شود و از يك كنيز معمولى يك زن عارف حاصل آيد . [١] يك ديدار لنين جنازه برادر خود را در بالاى دار ، او را به پياده كردن مكتب وادار مى سازد ، پياده كردنى كه با جهش غير مورد انتظار صورت مى گيرد . و ديدن سر بريدهء يك دهقان تولستوى را به تغيير روش فكرى وادار مى سازد و از كنت لئون يك تولستوى بزرگ مى سازد . . . مى گويند : نمى دانيم اين خود رويدادها و موضوعات هستند كه در كمين آدميان نشسته راه و روش و مقاصد آنان را تغيير مى دهند يا خود روان آدميان است كه اينگونه نيروهاى جهشى اسرار آميز را دارا مى باشند ؟ به نظر مى رسد كه اين روان خود انسانها است كه داراى نيروى جهشى فوق العادهء است كه اگر در مسير مثبت به فعاليت بپردازد ، همان ارادهء استقلالى و علت او را كه در بحث گذشته به طور اختصار مطرح كرديم مى جوشاند و ميليونها قرن را در يك لحظه و همه ى جهان هستى را از همان موضوع محرك حاصل مى دارد .
[١] شهيد العشق الالهى رابعهء عدويه ( ام الخير ) كنيزك آل عتيك نام پدرش بنا به گفتهء ابن خلكان دروفيات الاعيان و سيد مرتضى زبيدى در اتحاف السادة المتقين ج ٩ ص ٥٧٦ و ٦٨١ اسماعيل بوده است . . مناوى در كتاب طبقات الأولياء فقط با لقب ذكر كرده و مى گويد : رابعهء قيسى ، ولى مناوى رابعه ديگرى را هم نام مى برد و مى گويد : « رابعهء عدويه دختر اسماعيل » و همچنين شعرانى در كتاب الطبقات الكبرى ج ١ ص ٨٦ رابعه را نام دو نفر مى داند ( رابعهء عدويه و رابعه دختر اسماعيل . رابعهء عدويه در عرفان اسلامى از يك نظر شباهت به قديس تريزا ابيلاوى در عرفان مسيحيت دارد و متأسفانه اطلاعات تاريخى در بارهء هر دو زن عارفه اندك است . عمر فروخ در كتاب تاريخ الادب العربى ج ٢ ص ١٢٨ مى گويد : چنين به نظر مى رسد كه رابعه در اوايل قرن دوم بدنيا آمده است . .