تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - تفسير ابيات
براى تو اثبات كند كه اين جامد نماها هم براى خود درك و هوشى دارند ؟ براى اثبات درك و هوش اين موجودات ، يك توجه عالمانه كافيست كه از اين همه فعاليتهاى شگفت انگيز درك و هوش آن را در يابد .
تو كه مى بينى جوش و تلاش كره خاكى با آن همه گلها و ارغوانهايش در صفحه خاك تيره را مى آرايد و حس زيبايى انسانها را اشباع مى كند ، چگونه خود را قانع مى سازى كه اين همه آب و تاب كيهانى محصول ندارد ؟ در اين دنيا تمايلى در نهاد ماده و نر ايجاد شده است كه با يكديگر هم آهنگ شوند و كار يكديگر را تكميل نمايند . گرايش مرد و زن به يكديگر حكمتى جز آن ندارد كه جهان به وجود خود ادامه دهد ، اين است حكمت متعاليهاى كه حق جلت عظمته در ميان اين دو صنف قرار داده است .
بار ديگر مى گوييم كه ميل هر جزئى از اجزاء جهان به جزء ديگر براى آن اتحاد اسرار آميز است كه آن را توليد محصول مى ناميم . در بدو نظر شب و روز دو نمود مختلف و متضاد مى نمايند ، اما هر دو با عشق سوزان دنبال يك حقيقت را گرفتهاند . طبايع هستى در شباهنگام ، نيروها مى اندوزند و در هنگام روز آن را خرج مى كنند .