تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - آيه
((٤٧٣٤)) چون بكوشم تا سرش پنهان كنم سر بر آرد چون علم كاينك منم
((٤٧٣٥)) رغم انفم گيردم او هر دو گوش كاى مدمّغ چونش مى پوشى بپوش
((٤٧٣٦)) گويمش رو گر چه بر جوشيده اى همچو جان پيدايى و پوشيده اى
((٤٧٣٧)) گويد او محبوس خنب است اين تنم چون مى اندر بزم خنبك مى زنم
((٤٧٢٨)) گويمش ز ان پيش كه گردى گرو تا نيايد آفت مستى برو
((٤٧٣٩)) گويد از جام لطيف آشام من يار روزم تا نماز شام من
((٤٧٤٠)) چون بيايد شام و دزد جام من گويمش واده كه نامد شام من
((٤٧٤١)) ز ان عرب بنهاد نام مى مدام ز انكه سيرى نيست مى خور را مدام
((٤٧٤٢)) عشق جوشد بادهء تحقيق را او بود ساقى نهان صديق را
((٤٧٤٣)) چون بجويى تو به توفيق حسن باده آب جان بود ابريق تن
((٤٧٤٤)) چون بيفزايد مى توفيق را قوّت مى بشكند ابريق را
((٤٧٤٥)) آب گردد ساقى و هم مست آب خود بگو و الله اعلم بالصواب
((٤٧٤٦)) پرتو ساقى است كاندر شيره رفت شيره بر جوشيد و رقصان گشت و زفت
((٤٧٤٧)) اندر اين معنى بپرس آن خبره را كه چنين كى ديده بودى شيره را ؟
((٤٧٤٨)) بىتفكر پيش هر داننده هست آن كه با شوريده شوراننده هست
آيه « لَقَدْ كَفَرَ اَلَّذِينَ قالُوا إِنَّ الله ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَما مِنْ إِله إِلَّا إِله واحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ٥ : ٧٣ . (١) ( به طور قطع كافر شدند كسانى كه گفتند : خداوند سوم سه اقنوم است ، خدايى جز خداى واحد وجود ندارد و اگر از گفتهء خود دست بر ندارند ، به آنان كه كفر ورزيدهاند عذاب دردناكى اصابت خواهد كرد . )
(١) سوره المائدة ، آيهء ٧٣ . .