تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - آيا كوشش براى مطلق يابى مى تواند با بىنهايت بودن جزئيات و پديده هاى نسبى سازگار باشد ؟
قوانين كلى در آورد ، مثلًا مى توان در دائره خطى بنام قطر كشيد كه آن را به دو قسمت مساوى تقسيم نمايد ، خواه دائره هايى كه در ماده و محل به وجود مى آيد محدود يا بىنهايت باشد . همچنين اصول رياضى . راز حقيقى سازگارى ( مطلق يابى در سيستم باز و بىنهايت ) در اين است كه باز و بىنهايت بودن سيستم يا از نظر كميت است و يا از نظر كيفيت .
اگر از نظر كميت باشد به هيچ وجه با تحصيل مطلق در آن سيستم منافاتى ندارد ، زيرا گسترش و افزايش كميت ( نه تفاعل واحدهاى آن ) جز تكرار و اضافه شدن مقادير چيز ديگرى نيست .
وقتى كه ما به طور مطلق دانستيم كه آب مركب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن است ، اين مطلق به دست آمده است ، خواه در دنيا يك كاسه آب داشته باشيم يا ميليونها اقيانوس ، يا آب بىنهايت .
و اگر باز و بىنهايت بودن سيستم از نظر كيفيات و تنوع رويدادها و روابط آنها بوده باشد ، باز بدان جهت كه آن رويدادها در سلسلهء سيستماتيك قرار خواهد گرفت ، به طور قطع منشا انتزاع قوانين كلى خواهد بود كه اين قوانين و روابط از قلمروهاى محدود به قلمروهاى نامحدود تصاعد خواهد كرد و براى هر انسانى در آن موقعيت از دانش و بينش كه قرار گرفته است ، مطلقهاى نسبى تا مطلقهاى غير نسبى مطرح خواهد گشت ، زيرا ما همواره با آن چهرهء اجزاى جهان هستى سر و كار داريم كه مى تواند در انديشهء ما دستهء بندى شود و براى ما قانون نشان بدهد .
بلى ، اگر بخواهيم در اين مورد نهايت احتياط را مراعات كنيم ، مى گوييم مطلق جويى و مطلق يابى در جهان هستى ضرورت دارد ، اگر چه اين مطلقها با نظر به موقعيت مخصوص مطلق جويان ، شخصى و غير قابل تعميم مى باشد ، مانند دفاع از حيات با اين كه حيات هر فرد مخصوص به خود او است ، با اين حال براى هر فرد زنده مطلق و كلى مطرح است كه از وابستگى نسبى بر كنار است .