تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٨ - ريشهء اساسى مطلق جويى و مطلق يابى
ابتدا ماشينهاى مشترك مغز آدميان را شستشو بدهند و سپس در صدد مبارزه با آن حس بر آيند اين ماشينها كليات مى سازند ، مطلقها را به وجود مى آورند و بمعلومات خود سيستم مى دهند .
علم حقوق مسائلى دارد و گياه شناسى مسائل ديگر . تفكيك اين دو علم از يكديگر بدون داشتن موضوع مطلق و مرز مطلق امكان پذير نيست .
عبارتى را از فاضل محترم آقاى عيسى جلالى ديدم كه احتياط لازم را در مقدمه كتابشان مراعات كردهاند . ايشان مى گويند :
« در اين كتاب مقصود از مطلق زدگى و مطلق زده ، مطلق مطلق زدگى و مطلق زده نيست » [١] ريشهء اساسى مطلق جويى و مطلق يابى چنان كه در مباحث گذشته اشاره كرديم فرار از مطلق ، به طور مطلق ، خود يكى از مطلق يابىها است كه ناخود آگاه در ذهن يك انسان به وجود مى آيد و به وسيلهء آن به پوچى تمام مطلقها استدلال مى كند . با صرف نظر از اين مسئله ، مى گوييم اگر هم انسان بخواهد مغز خود را بزنجير نسبيتها و وابستگىها به بندد و سر از قلمرو آنها بر ندارد باز نمى تواند خود را از پذيرش مطلقهاى زير بنايى يا انگيزهاى يا نتيجهاى ضرورى بر كنار بدارد . توضيح اين كه ما دو قسم مطلق در تماس با جهان درونى و برونى همواره سر و كار داريم :
قسم يكم - زمينه هاى اصلى امور نسبى و معلومات ما - اين زمينه ها خواه بدانيم يا ندانيم دائماً در زير بناى امور نسبى و معلومات ما وجود دارند ، مانند اعتقاد به خود واقعيت خارج از ذات ادراك كننده ، زيرا من نيستم كه جهان را با مغز خود
[١] مطلق زدگى يا تكامل غير حقيقى انسان ، عيسى جلالى ، ص ٥ از مقدمه . .