تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
« نامفهومترين چيز در جهان آن است كه جهان در خور فهم مى باشد . » [١] » خصايص اخلاقى شخصيتهاى بزرگ در زندگى يك نسل و در جريان تاريخ خيلى بيش از فعاليتهاى فكرى و فرهنگى آنها اهميت دارد . » [٢] » سنتهاى اخلاقى و بزرگترين ميراث بشريت مى باشد ، لكن در نظر من رعايت اخلاق مفهوم قربانى دادن ، محروميت از برخى لذتهاى زندگى و شدت وحدت را ندارد ، بلكه منظور آن است كه هر كس از صميم قلب جوياى سر نوشت بهترى براى همهء مردم باشد « . [٣] » معبد علم را حجره هايى بسيار است ، ساكنان اين حجره متفاوتند و موجباتى كه آنان را به اين مكان كشانيده است نيز متنوع . بسيارى از آن رو پاى به معبد نهادهاند تا فرصتى به دست آورند و هنرمندى خاص خود را بديگران عرضه نمايند . براى اين دسته ، علم همچون ورزشى است كه از آن لذت مى برند و ارضاء خواستهاى خود را از آن انتظار دارند .
گروهى ديگر صرفا به منظور به دست آوردن پاداش نيك ، به معبد علم قدم نهادهاند و نيروى دماغى خود را براى مقاصد سود جويانه نثارش كردهاند . اگر بنا بود كه فرشتهاى از جانب خداوند به معبد پاى نهد و افراد وابسته به اين دو گروه را از پرستشگاه بيرون كند ، ترس آن بود كه ديگر كسى بر جاى نماند . با وجود اين بايد گفت كه تنى چند ، چه از گذشتگان و چه از آن كسان كه به روزگار ما زندگى مى كنند بر جاى ماندند . من نيك مى دانم كه ما با چنين تصفيهاى فرضى ، بسيارى از مردان بر جستهاى را كه سازندهء قسمتى بزرگ ، و حتى بزرگترين قسمت معبد علم بودهاند ، از دست خواهيم داد ( و ناگفته نماند كه در بسيارى موارد اتخاذ تصميم براى فرشتهء خداوند نيز بمنزلهء كارى بس دشوار خواهد بود ) . ولى يك نكته هم در نظر من مسلم
[١] همان مأخذ ، ص ٥٣١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥٤٢ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٥٥٩ . .