تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - راهى كه مى توان براى فعاليت صحيح مطلق گرايى پيش نهاد كرد
خود با انسان و طبيعت ، بتواند زندگى آگاهانهاى داشته باشد . اينها مسائلى است كه انكار و ترديد در آنها مساوى بشوخى گرفتن هويت انسانها است ، آن چه را كه بايستى پرچمداران و پيش تازان خردمند بشرى انجام بدهند ، انكار خاصيت مطلق گرايى نيست ، زيرا اين انكار حذف چيزى است كه در انسان نفوذ دارد ، بلكه بايستى بكوشند كه اين حس لغو و بىهوده تباه نگردد و مورد بهره بردارى منطقى قرار بگيرد .
راهى كه مى توان براى فعاليت صحيح مطلق گرايى پيش نهاد كرد پيش از اين كه اين مبحث را شروع كنيم ، ممكن است با مطالعه ى عنوان بحث ، دو اعتراض بما متوجه شود : - اعتراض يكم - كدامين مطلق ؟ آن مطلقها كه هر چه بشر پيش رفت مى كند ، در معرض تغيير قرار مى گيرند ؟ بلى ، همين مطلقها را مى گوييم كه با تكامل بشرى رو به تكامل مى روند .
چنان كه وجود واقعيت در خارج ، مورد اعتماد مطلق همهء انسانها است ، با اين حال با پيش رفت علم و جهان بينى انعكاسات پيشرفته ترى را در ذهن ما انسانها به وجود مى آورد . بلى ، همين مطلقها را مى گوييم كه با حركات تكاملى نسبيت خود را آشكار و تدريجاً جاى خود را به مطلقهاى كاملتر خالى مى كنند ، مانند زندگى بسيار ساده و يك بعدى كه با داشتن خاصيت مطلق براى جاندار ، تدريجاً جاى خود را بزندگى چند بعدى خالى مى كند و در عين پيچيدگى و گستردگى طعم مطلق خود را حفظ مى كند . پس تغييرات جارى بر مطلقها نمى تواند دليل تباهى حس مطلق گرايى باشد .
اعتراض دوم - اگر مطلق واقعا مطلق است ، اين همه تنوع و تعدد و رنگارنگ بودن در مطلقها چه معنا مى دهد ؟ .
پاسخ اين اعتراض را از مطالب گذشته مى توان استنباط كرد ، به اضافهء اين كه مطلق بودن يك عده واقعيات با نسبى بودن لباسها و شرايط و منشا و نتيجه آنها منافاتى