تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - ذكر خيال بد انديشيدن قاصر فهمان
ذكر خيال بد انديشيدن قاصر فهمان
((٤٢٢٧)) پيش از آن كاين قصه تا مخلص رسد دود گندى آمد از اهل حسد
((٤٢٢٨)) من نمى رنجم از اين ، ليك اين لگد خاطر ساده دلى را پى كند
((٤٢٢٩)) خوش بيان كرد آن حكيم غزنوى بهر محجوبان مثال معنوى
((٤٢٣٠)) كه ز قرآن گر نبيند غير قال اين عجب نبود ز اصحاب ضلال
((٤٢٣١)) كز شعاع آفتاب پر ز نور كور جز گرمى نيابد در عبور
((٤٢٣٢)) خربطى ناگاه از خر خانه اى سر برون آورد چون طعّانه اى
((٤٢٣٣)) كاين سخن پست است يعنى مثنوى قصهء پيغمبر است و پيروى
((٤٢٣٤)) نيست ذكر و بحث و اسرار بلند كه دوانند اوليا ز ان سو سمند
((٤٢٣٥)) از مقامات تبتل تا فنا پايه پايه تا ملاقات خدا
((٤٢٣٦)) شرح و حد هر مقام و منزلى كه بپر زو بر پرد صاحب دلى جمله سر تا سر فسانه است و فسون كودكانه قصه بيرون و درون
((٤٢٣٧)) چون كتاب الله بيامد هم بر آن اين چنين طعنه زدند آن كافران
((٤٢٣٨)) كه اساطير است و افسانهء نژند نيست تعمينى و تحقيقى بلند
((٤٢٣٩)) كودكانه خرد فهمش مى كنند نيست جز امر پسند و ناپسند ذكر آدم گندم و ابليس و مار ذكر هود و باد و ابراهيم و نار ذكر نوح و كشتى و طوفان تن ذكر كنعان و سر از خط تافتن
((٤٢٤٠)) ذكر يوسف ذكر زلف پر خمش ذكر يعقوب و زليخا و غمش ذكر اسماعيل و ذبح و جبرئيل ذكر قصهء كعبه و اصحاب فيل ذكر بلقيس و سليمان و سبا ذكر داود و زبور و اوريا ذكر طالوت و شعيب و صوم او ذكر يونس ذكر لوط و قوم او ذكر حمل مريم و نخل و مخاض ذكر زكريا و يحيى و رياض ذكر صالح ناقه و تقسيم آب ذكر ادريس و مناجات و جواب