تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٠ - تفسير ابيات
باز گردانيدن سليمان عليه السلام رسولان بلقيس را با آن هديه ها كه آورده بودند ، سوى بلقيس و دعوت سليمان بلقيس را به ايمان و ترك آفتاب پرستى
دام درونى و دام برونى
باز گردانيدن سليمان عليه السلام رسولان بلقيس را با آن هديه ها كه آورده بودند ، سوى بلقيس و دعوت سليمان بلقيس را به ايمان و ترك آفتاب پرستى
((٦١٤)) باز گرديد اى رسولان خجل زر شما را دل به من آريد دل
((٦١٥)) اين زر من بر سر آن زر نهيد كورى تن فرج استر را دهيد
((٦١٦)) فرج استر لايق حلقهء زر است زر عاشق روى زرد اصفر است
((٦١٧)) كه نظرگاه خداوند است آن كه نظر انداز خورشيد است كان
((٦١٨)) كو نظرگاه شعاع آفتاب كو نظرگاه خداوند لباب ؟
((٦١٩)) از گرفت من ز جان اسپر كنيد گر چه اكنون هم گرفتار منيد
((٦٢٠)) مرغ فتنهء دانه بر بام است او پر گشاده بستهء دام است او
((٦٢١)) چون به دانه داد او دل را به جان تا گرفته مر و را بگرفته دان
((٦٢٢)) آن نظرها سوى دانه مى كند آن گره دان كاو بپا بر مى زند
((٦٢٣)) دانه گويد گر تو مى دزدى نظر من همى دزدم ز تو صبر و مقر چون گشايند آن نظر اين سو تو را پس مدان از خويشتن غافل مرا
((٦٢٤)) چون كشيدت آن نظر اندر پيم پس بدانى كز تو من غافل نيم
((٦٢٠)) مرغ فتنهء دانه بر بام است او پر گشاده بستهء دام است او چون به دانه داد او دل را به جان ناگرفته مر و را بگرفته دان
دام درونى و دام برونى اين هم يكى از اسباب بد بختى انسانها است كه ظاهر بينى او همواره دامهاى محسوس و بيرونى را درك نموده و مى خواهد از آنها فرار كند .