تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - تفسير ابيات
ببرم ، آرى : -
((٤٥٥٠)) من نمى كردم غزا از بهر آن تا ظفر يابم فرو گيرم جهان
زيرا : -
((٤٥٥١)) كاين جهان جيفه است و مردار و رخيص بر چنين مردار چون باشم حريص
من سگ نيستم كه دم مرده را بكنم بلكه آن عيسى نفسم كه آمدهام تا مردگان هوى و هوس را زنده گردانم . من صفهاى انبوه جنگ آور شما را از هم مى شكافتم كه شما را از هلاكت نجات بدهم . من : -
((٤٥٥٤)) ز ان نمى برّم گلوهاى بشر تا مرا باشد كر و فرّ و حشر
بلكه : -
((٤٥٥٥)) ز ان همى برّم گلويى چند تا ز ان گلوها عالمى يابد رها
مثل من و شما مثل كسى است كه آتش را مى بيند و از روى خير انديشى و خير خواهى از ورود پروانه ها و سوختن در آن آتش جلوگيرى مى كند ، من با دو دست خويش ، شما خود باختگان را از آتش دور مى كنم . آن همه غلبه ها را كه شما فتح و پيروزى مى پنداشتيد چيزى جز دانه هاى بد بختى و منحوسى نبود كه با دست خود مى كاشتيد ، همديگر را تهديد مى كرديد و يكديگر را مغرور مى ساختيد و نمى دانستيد كه دو اسبه به سوى كام اژدها مى تازيد . شما غلبه مى كرديد و نمى دانستيد در عين اين غلبه مغلوب شير روزگار و قضا خواهيد بود .