تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - تفسير ابيات
منبع اصلى آب بدن آدمى نيز همين گفتگو را با كالبد آدمى دارد و همچنين اثير كه منبع حرارتها است ، گرمى بدن را مخاطب ساخته و مى گويد :
جنس تو از آتش است ، راه جنس اصلى خود را پيش گير و به اصل خود باز گرد ، كششهاى عناصر بدن بدون اين كه طنابى آنها را به هم وصل كند ، هفتاد و دو نوع علتها و بيمارىها به وجود آورده است ، اين بيمارىها در وجود آدمى بروز مى كنند و مى خواهند اجزاء و عناصر بدن را از هم بگسلند .
پس در حقيقت عناصر بدن آدمى مانند چهار مرغ هستند كه پايشان به زنجير نامحسوس بسته شده است ، مرگ و بيمارىها و رنجورىها عامل باز كنندهء آن زنجير مى باشند ، در آن هنگام كه زنجير از پاهاى پرندگان عناصر باز مى گردد ، پرندهء هر عنصرى به طور يقين به جايگاه اصلى خود پرواز مى كند .
جذبه هايى كه اصول و شاخه هاى عناصر آدمى دارا هستند . در جسم ما آدميان هر لحظهاى رنجى و دردى به بار مى آورد ، تا آن گاه كه اين تركيبها متلاشى شود و مرغ هر جزئى به اصل خود به پرواز در آيد . حكمت عالى حق جل و علا از پرواز شتاب زده جلوگيرى مى كند و تا هنگام فرا رسيدن اجل بوسيله صحت و تندرستى محفوظشان مى دارد ، همواره اين خطاب قدسى از ملكوت الهى اجزاء و عناصر كالبد آدمى را مخاطب ساخته و : -
((٤٤٣٣)) مى گويد اى اجزا اجل مشهود نيست پر زدن پيش از اجلتان سود نيست