تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - آيه
لب ببندم هر دمى زينسان سخن توبه آرم هر زمان صد بار من
((٤٤٥٤)) كاين سخن را بعد از اين مدفون كنم آن كشنده مى كشد من چون كنم
((٤٤٥٥)) كيست آن كه مى كشد اى معتنى ؟
آن كه مى نگذاردت كه دم زنى
((٤٤٥٦)) صد عزيمت مى كنى بهر سفر مى كشاند مر تو را جاى دگر
((٤٤٥٧)) ز ان بگرداند به هر سو آن لگام تا خبر يابد ز فارس اسب خام
((٤٤٥٨)) اسب زيركسار ز ان نيكو پى است كاو همى داند كه فارس بر وى است
((٤٤٥٩)) او دلت را برد و صد سودا ببست بىمرادت كرد و پس دل را شكست
((٤٤٦٠)) چون شكست او بال آن راى نخست چون نشد هستىّ بال اشكن درست
((٤٤٦١)) چون قضايش حبل تدبيرت گسست چون نشد بر تو قضاى او درست
آيه « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه فَسَوْفَ يَأْتِي الله بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه أَذِلَّةٍ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى اَلْكافِرِينَ ٥ : ٥٤ . . . » (١) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هر كس از شما از دينش مرتد شود ، خداوند بزودى گروهى را بجاى آنان مى آورد كه آنها را دوست مى دارد و آنها هم خدا را دوست مى دارند ، تسليم مردم با ايمانند و به كفار ، با شوكت و جلال مى باشند )
(١) سوره المائدة ، آيهء ٥٤ . .