تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٤ - تفسير ابيات
تنفس وسيلهء حيات و حيات هدف است ، همچنين اين حقيقت را نيز درك كرده است كه الفاظ و زبان و قلم ، جز وسايل شايسته براى حيات و شدنهاى تكاملى چيز ديگرى نيستند . آيا او نمى داند كه اگر صد هزار سال بنشيند و حلوا حلوا بگويد و كلمهء حلوا را در ميلياردها جملهء زيبا ابراز كند باندازهء يك لقمه حلواى عينى كه بايد به دست بياورد و بدهان ببرد و بچشد و فرو دهد ارزش واقعى ندارد ؟ چنان كه گفتيم عمل بالنسبه به گفتن هدف است ، تحقق عينى دارد ، در صورتى كه الفاظ آيينه هايى هستند كه در صورت بىغرضى مفاهيمى را نشان مى دهند كه اگر آن مفاهيم داراى بايستگى و شايستگى باشند در آن انسان كه در طريق شدنهاى مربوط به آن مفاهيم است ، احتمالا موثر خواهد گشت .
مشاهدهء عمل خارجى از مربى و پيش رو ، نشان دهندهء استهلاك حيات در آن عمل باندازهء مناسب آن عمل است ، عقل و وجدان آدمى مى گويد اين مربى و پيشرو بدون احراز واقعيت و گرايش بان ، حيات خود را در اين عمل مستهلك نمى سازد .
تفسير ابيات اى مولوى ، بر گرد و داستان مسجد ساختن حضرت سليمان عليه السلام را باز گو كن وقتى كه سليمان به ساختن آن معبد پاك مانند بيت الله الحرام و همايون ، مانند قربانگاه منى آغاز كرد ، جوش و خروش عجيبى در كار آن ساختمان ديده شد ، افسردگى و جمودى كه در بناهاى ديگر وجود دارد به آن بناى مقدس راهيابى نداشت . چون اين بناى معظم بدستور خداوند متعال ساخته مى شد ، لذا به همه ى ستارگان و آسمانها برترى داشت . براى ساختن آن معبد :
از زمين و آسمان يارى بدش جن و انس اندر مددكارى بدش
هر سنگى را كه براى بكار بردن در بناى آن مسجد از كوه جدا مى كردند ، آشكارا مى گفت كه مرا ببريد و در آن بنا بكار ببريد . اين موضوع را امكان ناپذير نشماريد ، زيرا :