تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
قوانين كلى به دست آورد كه به وسيلهء آن بتوان قياسات منطقى و روابط اشياء را در داخل زمان و فضا به دست آورد . . . . اين هدف در واقع برنامهء كلى علم است و اصولا ايمانى كه ما بامكان اجراى اين برنامه داريم ، از آن جا ناشى مى شود كه تا امروز توانستهايم به نتايجى جزئى در اين راه نائل گرديم . و بندرت مى توان كسى را يافت كه منكر واقعيت اين نتايج باشد و آنها را وابسته به آن بداند كه آدمى فقط خويشتن را بازى و فريب مى دهد . . . [١] هر قدر كه آدمى بيشتر در اين نظم و ترتيبى كه حاكم بر همهء حوادث است عميق مى شود ، اعتقاد وى محكمتر مى گردد كه در كنار اين نظم و ترتيب جايى براى عللى كه ماهيت آنها متفاوت با اين نظم باشد وجود ندارد . از نظر آدمى علت مستقلى براى حوادث طبيعى نمى تواند وجود داشته باشد كه ادارهء آن را بتوانيم بعواملى بشرى يا غير خدايى منسوب سازيم .
در اين نكته ترديدى نيست كه مفهوم خداى شخصى را كه در همه نمودهاى طبيعى دخالت مى كند ، هيچ وقت نمى توان بمفهوم واقعى با اتكاى بر علم ، رد كرد ، زيرا اين مفهوم بلا فاصله جايى براى خويش در داخل حوزه هايى كه هنوز معرفت علمى راه بدانها نيافته است پيدا مى كند و به آنها پناهنده مى گردد . . . . » [٢] » اين اعتقاد كه موازين صاحب ارزش براى جهان هستى ، همگى موازين منطقى مى باشند ، يعنى عقل قادر به ادراك آنهاست بواقع جزو حيطهء مذهب است . امروزه براى من قابل تصور نيست كه دانشمندى واقعى وجود داشته باشد كه از چنين ايمانى برخوردار نباشد . شايد تمثيل مختصرى اين موضوع را روشن تر سازد ، علم بدون مذهب لنگ است ، مذهب بدون علم كور است . » [٣] » . . . اين نكته به طور قطع صحت دارد كه اصول علمى نمى تواند بر اساسى مطمئن
[١] همان مأخذ ، ص ٥٠٧ . .
[٢] سخنان اينشتين ، از كتاب زندگى انشتين ، ص ٥٠٧ . .
[٣] سخنان اينشتين ، از كتاب زندگى انشتين ، ص ٥٠٧ و ٥٠٨ . .