تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
آن هدايت شوند ، تعيين اين كه اصلى هدفهاى زندگى كدامند ، مشخص ساختن اساسىترين ارزشها و كوشش در آنكه مجموعهء آنها با ثبات و استحكام در وجود افراد جايگزين شوند ، به نظر من مهمترين وظايفى هستند كه مذهب مى تواند در زندگى اجتماعى آدمى بعهده گيرد . اگر كسى بر من ايراد وارد كند كه چون اين هدفها را نمى توان باتكاى عقل به دست آورد و واقعيت آنها را به استدلال معلوم ساخت پس چه وسيله و چه مصداقى براى تعيين آنها وجود دارد ؟ فقط مى توانم در جواب اين سؤال بگويم كه بواقع نه وجود آنها باتكاى دلايل مشخص مى شود و نه ارزش آنها بلكه بعكس فقط مى توان با الهام و اشراق و اتكاء بر اعمال شخصيتهاى بزرگ وجود واقعيت آنها را مشخص كرد . هرگز نبايد كوشش در اثبات اين هدفها كرد ، بلكه بايد آن قدر كه ممكن است با سادگى و روشنى كوشش در شناسايى جوهر آنها نمود . [١] « اساسىترين اصولى كه از لحاظ عروج فكرى و نيز براى بر آورد ارزشها در اختيار آدمى قرار گرفته است ، آنهايى است كه از سنت مذهبى يهود و نصارى به دست مى آيد . هدفى كه در نظر گرفته شده شريف است . . . . هر آينه اگر اين هدف را از صورت مذهبى كه به خود گرفته است جدا سازيم و منحصرا جنبهء بشرى آن را حفظ كنيم مى توان آن را به صورت زير تعريف كرد :
« پيش رفت آزاد و با مسئوليت افراد ، به طورى كه هر كس با آزادى و شادمانى همهء كوشش و همت خود را در خدمت جامعهء بشرى بكار برد . هر آينه اگر در اين تعريف توجه خويشتن را بيشتر معطوف بمحتوى كنيم و نه به صورت ظاهر ، عين همين كلمات را مى توان به عنوان بيان اصول اساسى دموكراسى پذيرفت . هر دموكراسى واقعى نيز مانند فكر مذهبى ، بمفهومى كه ما از آن داريم موجب تهذيب و تزكيه ملت خود مى گردد . » [٢]
[١] همان مأخذ ، ص ٥١٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥١٠ و ٥١١ البته روشن است كه انشتين از دين اسلام و همه جانبه بودن اصول و معارف آن اطلاعى نداشته است . .