تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
معنوى و مقررات مادى و مالى آن را طورى با هم مى آميزد كه دومى هر چه بيشتر از گزند كسرى و نقصان در امان باشد ، بعبارت ديگر پيشوايان مذهبى و رهبران سياسى با هم براى آن ، سبب عمومى درست مى كنند . » [١] خصيصهء اجتماعى بشر نيز يكى از تبلورات مذهب است ، يك فرد مى بيند پدر و مادر ، نزديكان و خويشان و رهبران و بزرگان مى ميرند يك يك اطراف او را خالى مى گذارند ، لذا آرزوى هدايت شدن ، دوست داشتن ، محبوب بودن و اتكاء و اميد داشتن بكسى ، زمينهء قبول عقيده به خدا را در او ايجاد مى كند . » [٢] « اين خدا بخشنده و مهربان است ، حفظ مى كند ، كائنات را بر سر پاى مى دارد پاداش و جزاء به مخلوقات خود مى دهد . خدايى است كه نسبت بوسعت ديد معتقدينش دوست مى دارد ، زندگى و قبيله و نژاد را حفظ مى كند ، تسلى دهنده در آرزوهاى سر خورده و خواهشهاى اقناع نشده است ، خداييست كه ارواح مردگان را از فساد و تباهى در امان مى گيرد .
اين زمينه » عقيده « اجتماعى يا اخلاقى » خدا « است .
كتاب مذهبى يهوديان ، تكامل از مذهب ترس ، به مذهب اخلاقى را به عالىترين صورت تصوير مى كند ، و همچنين آن تصوير و تشريح در انجيل عهد جديد ادامه مى يابد . » [٣] « ولى مذاهب ملل متمدن بخصوص مذهب ملل شرق اصل معنوى و متكى به اصول اخلاقى است . تكامل از مذهب ترس به مذهب اخلاق ، قدم بزرگى در زندگى ملل است . حال گو كه مذهب بر ترس و يا مطلقا به اصول اخلاقى تكيه داشته باشد ، همهء آنها تسليحى عليه آن چيزهايى است كه ما در مقابل آنها بايد خود را حفظ كنيم يعنى مذهب اخلاق و معنى سير نجات بشر از فساد و انحطاط است . حقيقت اين است كه همه اينها حد
[١] همان مأخذ ، ص ٥٣ يا ٥٥ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥٥ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٥٥ . .