تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٢ - سختترين سختىها خشم الهى است
نامتناهى مى باشد ، همچنين مى تواند سلب تمام نعمتهاى هستى را از انسان نمايد كه ناگوارى و بد بختى بىنهايت مى باشد .
اما مقدمه دوم - يقينى است كه مقتضاى الوهيت و عنايت ربانى به هر موجودى احسان و لطف است ، زيرا او با بىنيازى مطلق خود ، جهان را آفريده است ، نتيجهء علتى از طرف خود او جهت سركوبى و تباه ساختن اين موجودات وجود ندارد ، پس ناچار اين علت از خود موجود ناشى خواهد گشت .
اين كه مى گويد : « سختترين سختىها خشم الهى است » دليل روشنى دارد و آن اين است كه هر انسان آگاهى ، با دقت كافى مى تواند بفهمد كه غرض از آفرينش او رسيدن بمقام خليفه اللهى و صعود به بارگاه الهى بوده است ، چنان كه وصول به اين هدف با عظمتترين عظمتها و بزرگترين نعمت است ، و بالعكس اگر انسان رو به هدف آفرينش خود گام بر ندارد به سيه چالترين پليدى سقوط كرده و از حوزهء نورانى الهى به ظلمتكدهء نابودى روانه مى گردد .
يكى از عوامل دورى از خشم خداوندى فرو نشاندن خشم است كه بدون تصفيه باطن و تزكيهء نفس امكان پذير نيست . انسان در دو حالت از مرز انسانى پايين تر رفته و به قلمرو حيوانيت وارد مى شود :
حالت يكم - افراط در خواستن يك موضوع بدون محاسبه .
حالت دوم - افراط در خشم و نخواستن . اين دو حالت مانند دو در براى ورود به قلمرو حيوانيت يا جنون است . بنا بر اين منطقى است كه بگوييم هيجان خشم تجاوز به قانون الهى است كه انسان را براى حفظ انسانيت خود دستور مى دهد و فرو نشاندن خشم در حقيقت حفظ و عمل به همان قانون الهى است كه موجب لطف و عنايت الهى مى گردد .