تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦
حس انسان پوشيده شده، و آفرينش آن در اصل، از آتش يا شعلههاى صاف آتش است، و «ابليس» نيز از همين گروه است.
بعضى از دانشمندان از آنها تعبير به نوعى از «ارواح عاقله» مىكنند كه مجرد از ماده مىباشد، (البته پيدا است تجرد كامل ندارد چرا كه چيزى كه از ماده آفريده شده است مادى است، ولى نيمه تجردى دارد، چرا كه با حواس ما درك نمىشود، و به تعبير ديگر يك نوع جسم لطيف است).
و نيز از آيات قرآن بر مىآيد: آنها مؤمن و كافر دارند، مطيع و سركش دارند و آنها نيز داراى تكليف و مسئوليتند.
البته شرح اين مسائل و همچنين هماهنگى آنها با علم امروز، احتياج به بحث بيشترى دارد كه ما به خاطر رعايت تناسب- به خواست خدا- در تفسير سوره «جنّ» كه در جزء ٢٩ قرآن است بحث خواهيم كرد.
نكتهاى كه در اينجا اشاره به آن لازم است، اين است كه: در آيات فوق كلمه «جانّ» آمده است كه از همان ماده «جنّ» است.
آيا اين دو كلمه (جنّ و جانّ) هر دو به يك معنى است، و يا چنانكه بعضى از مفسران گفتهاند: «جانّ» نوع خاصى از «جنّ» است؟.
اگر آيات قرآنى كه در اين زمينه وارد شده را در برابر هم قرار دهيم روشن مىشود: هر دو به يك معنى مىباشد، چرا كه در قرآن گاهى «جنّ» در مقابل «انسان» قرار داده شده و گاهى «جانّ» در مقابل انسان.
مثلًا در آيه ٨٨ سوره «اسراء» مىخوانيم: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَ الْجِنُّ» و يا در آيه ٥٦ سوره «ذاريات» مىخوانيم: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ».
در حالى كه، در آيات ١٤ و ١٥ سوره «رحمان» مىخوانيم: «خَلَقَ الإِنْسانَ