تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
بر تو وحى فرستاديم، تو پيش از آن، از كتاب و ايمان آگاه نبودى»!.
روشن است: «روح» در اين آيات، به معنى «قرآن» و «محتواى وحى» و «فرمان نبوت» است.
گرچه روح، در ساير آيات قرآن به معانى ديگرى نيز آمده است ولى با توجه به قرائنى كه ذكر شد مفهوم «روح» در آيه مورد بحث، قرآن و محتواى وحى مىباشد.
ذكر اين نكته نيز لازم است جمله «عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» (بر هر كس از بندگانش بخواهد) هرگز به اين معنى نيست كه، موهبت وحى و نبوت بىحساب و كتاب است، زيرا «مشيت الهى» هرگز از «حكمت» او جدا نمىباشد، و به مقتضاى حكيم بودنش اين موهبت را در محل شايسته و لايق قرار مىدهد: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ: «خداوند مىداند رسالت خود را در كجا قرار دهد». «١»
اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه: اگر نخستين فرمان الهى به پيامبران، به مقتضاى جمله «أَنْ أَنْذِرُوا» انذار و بيم دادن است، به خاطر اين است كه: براى بيدار كردن يك قوم گمراه و آلوده به شرك و فساد، هيچ چيز مؤثرتر از انذار نيست، انذارى بيدار كننده، آگاه كننده، و حركت آفرين!.
درست است كه: انسان هم طالب سود است، و هم دافع زيان، ولى تجربه نشان داده كه تشويق در افراد آمادهتر، اثر مىگذارد، در حالى كه اثر تهديد در آنها كه آلودهترند، بيشتر است، و براى آغاز نبوت بايد انذارهاى كوبنده در رأس برنامه باشد.
***