تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
آن گاه اضافه مىكند: نه تنها آسمانها و زمين از آن او است كه «همواره دين و تمام قوانين نيز از ناحيه او مىباشد» «وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً».
هنگامى كه ثابت شد عالم هستى از آن او است و قوانين تكوينى را او ايجاد كرده مسلّم است: قوانين تشريعى هم بايد به وسيله او تعيين گردد، و طبعاً اطاعت نيز مخصوص او است.
«واصِب» در اصل از ماده «وصوب» به معنى دوام گرفته شده است، و بعضى آن را به معنى «خالص» تفسير كردهاند (طبعاً تا چيزى خالص نباشد دوام پيدا نخواهد كرد) و ممكن است تعبير آيه فوق اشاره به هر دو جهت باشد، يعنى هميشه و هر زمان دين خالص از آن خدا است، و كسانى كه دين را به معنى اطاعت گرفتهاند، «واصِب» را به معنى واجب دانستهاند يعنى تنها بايد اطاعت فرمان خدا كرد.
در روايتى مىخوانيم: شخصى تفسير اين جمله را از امام صادق عليه السلام سؤال كرد، امام فرمود: «واصب» يعنى واجب. «١»
ولى، روشن است: اين معانى همه لازم و ملزوم يكديگرند.
و در پايان اين آيه مىفرمايد: آيا با اين حال كه همه قوانين و دين و اطاعت از آن خدا است «از غير او پرهيز مىكنيد»؟ «أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ».
مگر بتها مىتوانند به شما زيانى برسانند؟ يا نعمتى به شما ببخشند؟ كه از مخالفتشان بيم داريد و عبادتشان را لازم مىشمريد؟!
***
«با اين كه آنچه از نعمتها داريد همه از ناحيه خدا است» «وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ».