تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
نداريد) ممكن است اشاره به ذخيره كردن آب باران قبل از نزولش باشد، يعنى شما نمىتوانيد اين ابرها كه منابع اصلى بارانند در اختيار بگيريد.
و نيز ممكن است اشاره به ذخيره كردن باران بعد از نزولش باشد، يعنى:
شما نمىتوانيد حتى بعد از نزول باران آن را به مقدار زياد گردآورى و حفظ كنيد، اين خدا است كه از طريق منجمد ساختن آنها در قله كوهها به صورت برف و يخ، و يا فرستادن آنها به اعماق زمين كه بعداً به صورت چشمهها و كاريزها و چاهها ظاهر مىشوند، آنها را گردآورى و ذخيره مىكند.
***
آن گاه به دنبال بحثهاى توحيدى به معاد و مقدمات آن اشاره كرده، مىگويد: «مائيم كه زنده مىكنيم و مائيم كه مىميرانيم» «وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ».
«و وارث همه روى زمين و تمام اين جهان مائيم» «وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ».
اشاره به مسأله حيات و مرگ، كه در واقع مهمترين و قطعىترين مسائل است هم مىتواند مقدمه براى بحث معاد باشد، و هم تكميلى براى بحث توحيد، چرا كه پديده حيات شگرفترين پديده عالم هستى است، و بررسى اين پديده به خوبى مىتواند، ما را به آفريننده حيات آشنا سازد.
اصولًا نظام مرگ و زندگى نظامى است كه بدون اتكاء بر يك قدرت و علم بىپايان امكان پذير نيست.
از سوى ديگر، وجود مرگ و زندگى، خود دليل بر اين است كه: موجودات اين عالم از خود چيزى ندارند و هر چه دارند از ناحيه ديگرى است، و سرانجام وارث همه آنها خدا است!.
***